موج سوم
مجموعه زير چكيده اي از كتاب ‹‹ موج سوم ›› اثر الوين تافلر مي باشد . تافلر دارنده پنج درجه افتخاري در ادبيات وحقوق وعلوم مي باشد و با كتابهاي ‹‹ جابجاي در قدر ت›› ، ‹‹ جنگ وضد جنگ ›› به شهرت رسيد .‹‹موج سوم›› يك اثر تحليلي جذاب جامعه شناسي است .دراين كتاب تافلر با نگرش زيبا وقلم گوياي خود . با ديدي بسيار وسيع به تحليل گذشته ‚حال وآينده فناوريهاي كليدي جهان پرداخته است .وي با مثالهاي فراوان وجامع ‚ به زيبايي مسائل وحوادث را از زواياي مختلف و درقالبهاي متفاوت تجزيه وتحليل و تركيب نموده و اثري را خلق كرده كه هر متفكري را وادار به تفكر وتجديد نظر در نگرش نسبت به جامعه انساني مي نمايد . تافلر به زيبايي ‚ آينده جهان را به تصوير كشيده ومطرح نموده كه چگونه شيوه زندگي ، تجارت وارتباطات بر پايه نيازها و در چهار چوب فن آوريها تغيير خواهد كرد. به عنوان مثال وي دركتاب ‹‹ شك آينده ›› مستقيماًبه سازمانهايي با ساختار مديريت شيكه اي – مانند GQI اشاره نمود وآنها را بررسي وتحليل نمود . بنا براين ميتوان نتيجه گرفت كه ما هم اكنون سوار بر موج تكنولوژي در حال پيشروي به سوي آينده مي باشيم و اگر خود در اين مسير حركت نكنيم ‚در سالهاي آينده بازار هدف و مصرف كشورهاي خواهيم گشت واين تجارت بر ما تحميل خواهد شد بدون آنكه سود اصلي آن عايد ما شود . بنابراين اهميت تحقيق ‚ آموزش ويادگيري براي سوار بودن بر اين موج بسيار زياد و حياتي مي باشد . مجموعه آورده شده در زير به صورت فهرست وار وكلي ‚ نكات مهم وكليدي را مرور كرده است ، د راين مجموعه ، مثالهاي جالب ‚حوادث واقعي وآمارهاي دقيقي كه نويسنده در توضيح وتكميل نظريات وتحليل هاي خود مطرح كرده است . حذف گرديده اند بنابراين اين مجموعه به هيچ عنوان بيانگر تمامي مطالب و مفاهيم عميق عنوان عنوان شده در كتاب نمي باشد ‚ تنها اميدوارم اين مجموعه كوچك بتواند در خوانندگان عزيز و محترم ‚ به خصوص دانشجويان ‚ مهندسين و قشر تحصيل كرده جامعه كه آينده سازان كشور عزيزمان مي باشند‚ احساس تشنگي نسبت به مطالعه اصل كتاب و كتابهاي ديگر اين نويسنده را ايجاد نمايد تا با ديدي باز تر و صحيح تر به ا ستقبال فرداهاي بهتر بروند .
قسمتهاي از ياداشت مترجم .
موج سوم خوانند ه را در گستره اي وسيع از داده ها وعقايد و مسائل تازه قرار مي دهد به نحوي كه او را در تحليل ودرك آنچه در اين جهان آشفته مي گذرد ياري مي كند .
موج سوم بينش ما را نسبت به خودمان و جهان اطرافمان دگرگون خواهد ساخت . جامع نگري خاص نويسنده تركيبي تكان دهنده از همه موضوعات مي باشد كه بنيادي ترين فرضيات ما را متحول مي سازد .
موج سوم بر اين مفهوم بنا شده كه تاريح بشر دو انقلاب (موج)را پشت سر گذاشته . انقلاب كشاورزي وانقلاب صنعتي در آستانه سومين آن ، يعني انقلاب الكترونيك قرار داريم .
قبل از پر داختن به موج سوم لازم است كه شناختي اجمالي از دو موج اول ودوم پيدا كنيم
خصوصيات موج اول ودوم :
در موج اول زمين مبناي سرمايه – ودر موج دوم طلا وپول موجود د ربانك مبناي آن است انرژي موج اول شامل نيروي عضلاني حيوانات ، خورشيد و باد و.( منابع احيا شدني )ودر موج دوم شامل سوختها ي فسيلي است.)
ابزار ساخته شده در موج اول در جهت افزايش نيروي عضلاني انسان بوده و در موج دوم ماشينها قادر به توليد مثل دائمي ماشين جديد (ماشينهاي توليد ابزار ) بودند و تكنولوژي سنسور كار آنها را دقيق تر كرد .
توليد انبوه دستاورد موج دوم است . درموج اول خانواده به صورت دسته جمعي زندگي وبه صورت يك واحد توليدي كار ميكردند . ولي در موج دوم خانواده ها به تحرك در آمد ند .آموزش وتعليم وتربيت كودكان براي زندگي جديد شكل گرفت و مردها به كار در كارخانه ها پرداختند . طراحي الگوي آموزش وپرورش مبناي ساختار كارخانه اي و براي آموزش جوانان جهت كار د رواحد ها ي صنفي بود . دروس اين دوران شامل اطاعت محض ،وقت شناسي و كار تكراري بود . شركتها ي سهامي براي تامين سرمايه كلان موج دوم با وجودي فنا ناپذير به وجود آمد كه قابل برنامه ريزي بلند مدت بودند براي توليد انبوه د رموج دوم نياز به جريان يافتن انبوه اطلاعات مشهود بود و اين انتقال اطلاعات به صورت شفاهي به صورت پيك يا چاپار امكان پذير نبود بنابراين اداره پست تاسيس وتلگراف وتلفن اختراع شد و براي ا رتباط يك مدير با چندين هزار كارمند رسانه هاي همگاني به وجود آمد. موج دوم باعث شد يكپارچگي نظام خانواده كه در موج اول وجود داشت از هم گسسته شود و در دو جنبه از زندگي افراد (توليد ومصرف )شكاف ايجاد كند توضيح اينكه د رموج اول توليد كنند ه و مصرف كنند ه هر دو خود فرد بود . در موج اول گروه عظيمي مصرف كننده توليدات خود بودند و فقط عده كمي توليد مازاد داشتند ولي در موج دوم با افزايش سقف توليد دو گروه توليد كننده ومصرف كننده تعريف شد وطبيعتاَ بازار براي ارائه كالا وخدمات بوجود آمد . به علت كار اغلب مردان د ركارخانه ها در موج دوم شكافي بين زن ومرد به وجود آمد .
تبعات ومشخصات توليد ومصرف د رموج دوم شامل تعريف جديد ي مثل 1 استانداردكردن 2 تخصصي شدن (كاهش اتلاف وقت ونيز نيروي كمتر در امر توليد ) 3 همزمان سازي (ساعات كار مشخص ،ساعات تفريح مشخص )د ررابطه با همزمان سازي چون زنان داخل خانه كار مي كردند و درك درستي از مفهوم همزماني نداشتند شكاف زن ومرد بيشتر شد 4 تراكم (جميعت شهرها ،كارخانه ،تحصيل د رمدرسه و دانشگاه سرمايه د ر واحد توليد ي و سرمايه گذاري ،صنعت د رشهرهاي صنعتي و……..) 5 انبوه سازي (توليد بيشتر مساوي كاهش قيمت تمام شده است اين امر در مسكن وساير توليد ات اين دوره مشهود است ) 6 تمركز (به معني جمع شدن قدرت از دست مديران ، دولت مركزي ، بانكها و ………) كليه كشورهاي موج دوم ابتد ا قدرت نخبگان موج اول را از بين بردند سپس يك نظام صنعتي ايجاد كردند مثل جنگهاي شمال وجنوب آمريكا يا انقلاب 1917 روسيه 7 ماشين زدگي (به علت ايمان كوركورانه به قدرت ماشين نهادهاي سياسي هم با مشخصات ماشينهاي صنعتي اوليه ابداع شدند.)
ساختار اقتصادي جوامع درموج دوم با تغيير سطح توليد از محلي به ملي افراد را مقوجه جهان بزرگتر كرد نيازهاي جامعه صنعتي به ملي گرايي براي افزايش توليد با عث درك مفهوم دولت ملي براي عامه مردم شد . ملت يعني تركيب دو نظام سياسي واقتصادي منسجم . گسترش راه آهن باعث گسترش قدرت دولت ملي در كسب اطلاعات وقدرت نظامي شد .
تمدن صنعتي نيازمند تغذيه از خارج است تامواد اوليه را تامين كند پس مجبور است ساير كشور ها را درنظام پولي ادغام كند و آن نظام را به سود خود نظارت نمايد . تمدن موج دوم محتاج منابع ارزان دنياي خارج بود در نتيجه براي تامين منابع مورد نياز كشور هاي صنعتي مستمرات بوجودآمدند . معاملات درموج اول به صورت پاياپاي انجام مي شد . بامعرفي طلا و پول اسكناس و ايجاد بانك درموج دوم. جهت وميزان معاملات دستخوش تغيير شد . صندوق بين المللي پول كشورها را مجبور كرد پشتوانه رايج پول خود را طلا يا دلار قرار دهند .
مفهوم زمان در موج اول بصورت دايره اي بود يعني هر روز ياهر سال تكرار مي شد وعجله اي برا ي انجام كارهاي درميان نبود ولي درموج دوم زمان مفهوم خطي پيدا كرد يعني غير قابل بازگشت بود زمان. تقسيم بندي دقيق تري(ثانيه )پيدا كرد و واحدها ومقياسها تعريف شدند . درموج دوم جهان ، مردم ،كهكشان و …… قانونمند وقابل پيش بيني وبرنامه ريزي اند وانسان با دخل وتصرف د رمحيط اطراف به محيط زيست خود آسيب ميزند و ديگر نميتوان به سوختهاي فيسلي اعتماد كرد . تخصصي شدن كارها در موج دوم تجزبه گرايانه بودن به تركيب گرايانه يعني هميشه به دنبال تجزيه به عناصر اوليه بودند .
دو سوم انرژي مصرفي موج دوم از نفت و گاز تهيه مي شد . در موج اول مردم د رمحدوده خود (خانه مدرسه ، كليسا . مزرعه )اطلاعات محدود دريافت مي كردند . د رموج دوم با كمك رسانه هاي جمعي حجم اطلاعات و تنوع وگسترده گي آنها بيشترشد و لي توسط جريانات (خبرگزاريها ودولتها ) تعيين وديكته مي شوند – شاخصهاي معاملات د رموج اول ودوم تفريق است بدين معني يك رابطه الا كلنگي باعت مي شود نفع يكي يا ضرر ديگري همراه باشد . مفهوم بازنده د رموج اول مرگ (كسي كه سرمايه اش – زمين اش – را از دست مي دهد )و درموج دوم اينست كه شخصي پول و طلاي (سرمايه )خود را از دست بدهد. بطور كلي گذشتن از هر موجي به موجي ديگر با مقاومت گروههايي همراه است . گذار موج كشاورزي به صنعت ،مقاومت .زمين داران (دوكها ولردها و……..)همراه بوده است .
واما خصوصيات موج سوم ومقايسه باز هم اجمالي با دو موج ديگر:
انقلاب تكنولوژيك موج سوم باعث ور شكستگي صنايع موج دوم شد . موج سوم نظام اقتصادي سياسي وسرمايه داري خاصي احتياج دارد . علومي كه ستوم اصلي موج سوم ر ا تشكيل مي دهند عبارتند از الكترونيك. كامپيوتر وبيولوژي .. در موج سوم جايگزيني ابزارهاي جديد كم مصرف صورت مي گيرد كه انرژي بهينه مصرف شود . مردم از آغاز در برابر موج سوم به دليل عواقب ناشناخته آن (مثلاً تسلط ماشين بر انسان ) مقاومت مي كنند مانند مبارزات مردم د ربرابر صنعتي شدن ولي اين باز تكنولوژي مهار شده را مي خواهند زيرا مانند قبل فقير بي سواد نيستند . تكنولوژي بايد در تسلط جامعه و در خدمت جامعه باشد . تكنولوژي جديد ،كم مصرف ومنطبق با نظام انرژي جديد ،صنايع پيشرفته با آثار تحت كنترل اجتماعي و زيست بومي وبر پايه دانش در مقياسهاي كوچكتر عمل مي كند .
سپهر اطلاعاتي باعث مي شود كه افراد به ميل خود اطلاعات مورد نظر خود را در زمان دلخواه دريابند و ديگردرمحدوديت مكان و زمان قرار ندارد . افراد وسازمانها اكنون براي شناخت يكديگر به اطلاعات نياز دارندتابتوانند باهم كار كنند و در مقابل هم عكس المعلهاي مناسب دهند د رنتيجه احتياج به اطلاعات بيشتري دارند .
در موج سوم كامپيوتر ها به صورت متمركز نسيتند بلكه توزيع شده وهوشمند هستند . موج دوم در حقيقت قدرت عضلاني ما را افزايش داد ولي موج سوم قدرت مغز وتفكر وتصميم گيري ما را افزايش مي دهد . مسائلي مانند تعريف جديد سوا د و سپهر اطلاعاتي باعث تحول در حافظه اجتماعي مي گردد . در موج سوم در كشورهاي پيشرفته حجم كارگران كمتر مي شود چون اولاَ صنايع معمولي به كشورهاي در حال توسعه انتقال مي يابد ، ثانياً تكنولوژي باعث كاهش استفاده از كارگر وافزايش توليد توسط ربات مي شود. عمده كالا ها در موج سوم سفارشي خواهند بود ود ركشور هاي پيشرفته توليد كالاهاي كليدي باحجم كم ولي تخصصي همراه هزينه پژوهش و تحقيق سنگين انجام مي شود (ميكرو تكنولوژي ،نانو تكنولوژي ، پيكوتكنولوژي ) انبوه سازي با توليد كالا بطور سفارشي ، به علت وجود دستگا ههاي سريعتر وارزانتر قيمت تر ، كمرنگ تر مي شود در موج سوم با مكانيزه شدن كارها، كاهش بروكراسي اداري ،منشي ها در ادارات حذف مي شوند . ماهيت كار دگرگون مي شود يعني كارها ديگر به مكان وابسته نيستند . در هر مكاني شخص مي تواند كارهاي خود را انجام دهد (تكنولوژي ارتباطات و كنترل از راه دور )بنابراين كارها دوباره به محيط خانواده بر ميگردد. فرهنگ خانواده هاي موج سوم شامل افزايش مجردها ، فرهنگ بدون بچه ، وجود خانواده هاي چند والدي است . د رموج سوم انتقال كارها به خانه باعث اشتراك بيشتر زن و مرد در كارهاي هم ودر نتيجه ايجاد صميمت بيشتر مي شود وباعث ادغام و تفكيك ناپذيري زندگي خصوصي وشغلي مي گردد . اگاهي مسئوليت انضباط وخصوصيات لازمهً كار به محيط خانواده كشيده مي شود وبا عشق در ميآميزد. كودكان از بچگي در جريان كارها خواهند بود ومي توانند در كارها پيشرفت كنند .
توليد سفارشي محصولا ت در واقع تلاش شركتها براي دست آموز كردن مشتريها وايجاد نيازهاي كاذب در آنها و در نتيجه سود بيشتر از طريق عرضه كالا هاي گرانقيمت واختصاصي مي باشد .در حقيقت كارها درحال تخصصي ترشدن هستند وافراد فرديت بيشتر ي مي يابند وديگر به راحتي نمي توان كسي را جايگزين كسي ساخت .
تحول محصولات باعث انبوه زدايي مي شود . در موج سوم مفهوم شركتها دو باره تعريف مي شود وشركتها علاوه بر سودآفريني كه تنها وظيفه آنها در موج دوم بود وظيفه دارند در مقابل محيط زيست، مسائل اخلاقي ،سياسي ، نژادي واجتماعي مسئول باشند .
به دليل تغييرات محيط فيزيكي تجهيز نيروهاي اجتماعي ، اطلاعات ، تشكيلات دولتي واخلاقيات ، شركت مجدداَتعريف مي شود . هزينه جديد هر شركت علاوه بر ارائه گزارش مالي درانتهاي هر دوره ،ارائه گزارش اجتماعي نياز داريم . پس به معيارهاو ابزارهاي جديد براي تهيه گزارش اجتماعي نياز داريم
درموج سوم ساعت كار شناور وانعطاف پذير است ،كارمندان براي زندگي خود بهتر برنامه ريزي مي كنند درنتيجه كارآيي افزايش مي يابد كارها اغلب نيمه وقت وشبانه خواهد بود . در موج سوم افراد بيشتر مايل به حفظ شخصيت فردي شان مي باشند و تكنولوژي هم در اين راستا به آنها كمك مي كند . مثل لوازم صوتي وتصويري كه مي تواند برنامه ها ي مورد علاقه را ازآنها انتخاب كرد كامپيوتر نيز امكان ارتباط همزمان وغير همزمان ودسترسي به اطلاعات را ايجاد مي كند . در موج دوم ماشينها همزمان بودند وانسان به قابليت هاي ماشين وابسته بود ولي د رموج سوم شاهد جداسازي زماني ماشين هستيم . (همزماني به اين مفهوم كه مواد اوليه ماشين 2 محصول ماشين1بود )
د رموج سوم توليد ومصرف فراتر از استاندارد است وتوليد ومصرف به صورت سفارشي د رميآيند . در اين موج شاهد عدم تمركز سياست د رمدارس ومديريت خواهيم بود . سازمانها بصورت ماتريسي در مي آيند وهر نفر بيش از يك رئيس دارد به اين مفهوم كه معني رئيس از بين مي رود وهر كس رئيس كار خود است (در موج دوم هر فرد فقط يك رئيس ومسئول داشت )
شركتها ي بزرگ و واحدهاي سياسي تبديل به شركتها ي كوچك متصل به هم مي شوند د رموج سوم براي اينكه بدانيم چه مي خواهيم لازم نيست حتماً متخصص باشيم . موج سوم مفاهيم همشكل سازي ، همزمان سازي، تمركز، پيشينه سازي، تخصص گرايي وتراكم را كه در موج دوم بوجود آمدند متحول مي كند .
در موج دوم ديوان سالاري ، سلسله مراتبي ،دستور پذيري از بالا به پايين برا ي انجام امور تكراري ومشابه لازم بود . ولي در موج سوم راس هرم قدرت كم اهميت تر شده و ديگر لازم نيست اجزا از طريق مركز باهم در ارتباط باشند در موج سوم نظام توليد براي مصارف شخصي شكل گرفته است مثل رواج معالجات ابتدايي توسط خود شخص . د رموج دوم اقتصاد نامرئي تولد يافت (بدين معني كه كالا يا خدمات بدون داشتن دستمزد براي خود شخص يا خانواده اش توليد مي شد مثل كار زنان د رخانه )كه كمتر از اقتصاد مرئي بود . ولي درموج سوم اقتصاد نامرئي بيشتر مي شود (توليد براي معرف شخصي ) انجمن وگروههاي قارچ مانند براي كمك به همديگر در راستاي خود ياري (اقتصاد نامرئي )ايجاد مي شوند . مسائلي مانند گراني وتورم ، در دسترس نبودن متخصص ،تقلب وكلابرداري تعميركاران وافزايش اوقات فراغت باعث رواج فرهنگ>> كار خودت را خود ت انجام بده << مي شود هزينه كارهاي خود كار وماشيني كم و هزينه ها ي كارها وخدمات دستي افزايش مي يابد . انواع كالاها شامل آنهايي كه كارخانه طراح آن است (موج دومي) وكالاهاي كه مشتري طراحي مي كند (موج سومي )كه بسيار سود آور است مي باشد. جنبشهاي خود ياري ،گرايش به انجام كارهاي شخصي وتكنولوژي جديد باعث مشاركت بيشتر مصرف كنند درامر توليد مي باشد . توليد براي مصرف شخصي باعث تعريف مجدد واژه ها ي كا ر ،بيكاري فقر ، رفاه ، و ……. خواهد بود . بازار تبديل به يك ساختار رواني مي شود يعني شيوه اي است براي سازماندهي انسانها وطريقي برا ي تفكر ومنش قوي ومجموعه اي از انتظارات مشترك . د رموج سوم بازار با توجه به توليد براي مصرف شخصي و تكنولوژيهاي ارتباطي براي توليد كنند ه ومصرف كنند ه دوباره تعريف مي شود . د رموج سوم مقياسها ، روابط ، طبيعت ، تئوريها ي موج دوم ونهايتاَ ادراك ما از تكامل وتعريف تكامل دوباره سازي مي شود .
در موج سوم متفكرين با داشتن تكنولوژي ژنتيك خود به طراح تكامل تبديل شده اند يعني مفهوم تكامل از بنياد درحال تحول است . در اين موج پيشرفت بشر برپايه پيشرفت تكنولوژي با ارتقاء سطح مادي نيست درحقيقت پيشرفت يك راه مشخص نيست ومعياركاملي براي مقايسه پيشرفته تر نداريم . اين موج پيشرفت را دو باره تعريف مي كند. شاخص پيشرفت تنوع فراوان وغناي فرهنگهاي بشري است . تعريف دوباره طبيعت تكامل وپيشرفت باعث تعريف دوباره فرضيات بنيادي فضا ، زمان ،ماده وعليت مي شود در موج سوم جامعه گرايي، كل گرايي، ديد سيستمي و يكپارچه ديدن مسائل (بر خلاف موج دوم كه تحليل وتجزيه گر بود )وارتباط علوم مختلف با هم اتفاق مي افتد . همه علوم ومسائل يك كل واحدند وما همه بخشي از يك سيستم واحد طبيعتيم درواقع نوعي عصيان فرهنگي عليه اصول فكري موج دوم با تعريف مجدد مفهوم عليت صورت مي پذيرد. درموج سوم فشار روي دولتها از جهت بالا وپايين شامل تجزيه دولتها به دولتهاي كوچكتر وخود مختار وآزادي خواه و از پايين به بالا شامل جاي گرفتن د رغالب موسسات وسازمانها ي فرا مليتي خواهد بود . از تجارت جديد مرزهاي سياسي برداشته مي شود . جامعه روز به روز متنوع تر و گروهي تر مي شود ونيازهاي فردي ومحلي مهمتر مي شوند . اين تنوع واختلافهاي كه د رنتيجه برخورد يكسان دولت مركزي به همه ايجاد مي شود به قدري كوچكند كه دولت مركزي نمي تواند از همه آنها آگاه شود وبا آنها مبارزه نمايد. برخي مسائل نيز آنقدر بزرگند كه دولت به تنهايي نمي تواندآنها را كنترل كند. مثل اقتصاد به هم پيوسته ،تورم ،سياستهاي پولي ،آلودگي محيط زيست ،……. كه اثرات فرامرزي دارند . حتي فرهنگ در اين دسته جاي مي گيرد . در نتيجه شركتها ي فرامليتي برا ي حفظ منافع خود و فراراز قوانين محلي فعاليتهاي خود را از يك كشور به كشور ديگر انتقال مي دهند. و به دليل داشتن سرمايه زياد وتكنولوژي قادر اند روي دولتها اثر بگذارند . انجمنهاي فرامليتي هم فراوان تشكيل مي شوند مثل گروههاي حامي صليب سرخ . انجمن حقوقدانان . دندان پزشكان و NGO ها و ……
زماني كشورها ي موج دوم به دليل پيشرفت وثروت موفق بودند ولي در اواخر دهه 60 قرن بيست بحران عمومي نظام صنعتي به مرحله انفجار رسيد . اعتصابها ، جنايتها ، از هم پاشيدگي ، مشكلات محيط زيست و بحران انرژي زياد شد . پيش فرض در تمدن موج دوم اين بود كه توسعه. مبناي ثروتمندي است ولي در كشورهاي نفتي تحريم اوپك با عث سرازير شدن ميليونها دلار به سمت كشورهاي نفتي شد به اين معني كه ثروت مبناي توسعه قرار گرفت .
در موج دوم انتقال تكنولوژي به كشور ها فقير فاجعه آميز بود . به اين دليل كه نيروي متخصص كم بود و احتياج به مواد خام گران قيمت وغالباَوارداتي احساس مي شد در نتيجه تكنولوژي جايگزين يا تكنولوژي نيمه پيشرفته براي كشور هاي نيمه فقير ابداع شد (مثلاَ چيزي مابين داس وكمپاين براي جمع آوري محصولات )
موج اول وسوم با هم متجانس ترند تا با موج دوم ، زيرا براي انتقال ازموج اول به سوم احتياجي به صرف نظركردن از فرهنگ وسنت خود نيست در حالي كه شيوه هاي موج سوم باعث خرابي موج سنت وفرهنگ وآداب ورسوم مي شدند. توليد نامتمركز ،اندازه متناسب توليد ،انرژي ها ي احيا پذير ،از شهر بريدن ،كار درخانه دركنارخانواده ،توليد برا ي مصارف شخصي در حقيقت مانند موج اول ولي همراه با تكنولوژي اين موج مشهود است . در موج سوم كامپيوتري كردن اطلاعات به معني شخصي كردن روابط انساني نيست . جامعه جديد به دور يك شبكه شكل خواهد گرفت نه به صورت سلسله مراتبي . يعني همه نهادها د ركنار هم خواهند بود . هر جامعه بايد احساس تعلق فرد به اجتماع را در فرد ايجاد كند تا فرد احساس تنهايي نكند .افراد احتياج به يك زندگي منظم وهدف دارهستند بنابراين نياز به سازمانها يي با هدف كمك به افراد برا ي بهتر زندگي كردن ورفع مشكلات اجتماعي آنها ،به جاي روان درماني وبستري كردنشان احساس مي شود .
كارمندان موج سوم نيازها ي چند بعدي دارند شامل پول ، فاصله كمتر منزل و محل كار ونگهداري از فرزندان و ….. سياست در همه جنبه ها بي ثبات وبدون برنامه مشخص عمل مي كند ودر نتيجه اعتبار حكومتها و طرفداران و راي دهندگان كمتر مي شود مردم فكر مي كنند ضعف سياسي موجود با جايگزيني رهبر فعلي با رهبر ومدير مقتدر حل مي شود . رهبري كه در موج اول موروثي و بدون قانون بود در موج دومبه نخبگان و دانايان داده شد ولي در موج سوم همبستگي .عامل رهبريت است واحتياج به رهبري در مردم بيشتر مي شود . در موج سوم در امر تصميم گيري تسريع صورت مي گيرد چون اطلاعات در زمان كمتري منتقل مي شود و در همه امور نيز تسريع صورت مي گيرد . پس كليه نهادهاي كند موج دومي با يد تسريع شوند .
انبوه زدايي در موج سوم با عث از بين رفتن هم رائي عمومي ودر نتيجه نبود هدف ملي مي شود . اصل اول در نظام سياسي موج سوم. قدرت اقليت است طبقات كم درآمد در موج سوم در اقليت قرار دارند (اين گروه در موج دوم در اكثريت بودند ) تنوع طلبي باعث تبديل اكثريت به اقليت است وباعث پيشرفت ابزار توليد مي شود . افزايش تنوع با عث كاهش تنش و تعارض خواهد بود .(اگر همه يك چيز را بخواهند بر سر آن نزاع رخ خواهد داد ولي اگر هر كس چيزي بخواهد زندگي مسالمت آميز وهمزيستي خواهيم داشت .راي گيري هيچ گاه مشخص نمي كند كه يك اقليت كي احساس خطر مي كند يا كي موضوع برايش اهميت اساسي دارد تا آنجا كه بايد براي نظرياتش اهميت بيش ازحد معمول قائل شد . در جامعه قديم اقليتها فاقد قدرت استراتژيك لازم جهت در هم شكستن نظام اجتماعي بودند ولي در جامعه امروز كه همه اقليتند ديگر اين امر صادق نيست .
د رجامعه موج سومي براي اطلاعات كم عامه مردم بايد كلاسهاي آموزشي در زمينه هاي مختلف براي عموم برپاشود وتصميم گيري بايد از دولت مركزي به اقليتها ( سطوح پايين )يا به شركتهاي فرامليتي (سطوح بالا )منتقل كرد به اين علت كه هر سازمان نهادي تا حد معين مي تواند از اطلاعات استفاده كند وتصميم در ست بگيرد .














