تبليغاتX
کوئست کرمان

کوئست کرمان

تنها پنیر مجانی فقط در تله موش پیدا میشود و برای موفقیت بهایش را باید پرداخت.

کوئست نت اسپانسر تیم فوتبال برزیل ( اخبار کمپانی )

 

کوئست نت اولین پیشروی تجاری خود را در اروپا به عنوان یک کمپانی آسیایی با حمایت از تیم ملی فوتبال برزیل در سوئیس آغاز کرد.

کوئست نت مفتخر است که اسپانسر قهرمان فوتبال دنیا(برزیل) در بازیهای تمرینی در سویس (سامبا در سویس) برای آمادگی در جام جهانی ۲۰۰۶ آلمان و بازی با سویس و نیوزلند باشد.

از زمان تاسیس ما در سال ۱۹۹۸،کوئست نت رشد قابل توجهی داشته است، و به گسترش فعالیت بازاریابی ادامه داده و یک جایگاه برجسته در این صنعت را بوجود آورده است.در حال حاضر ما در حال خدمت کردن به بیش از ۱.۶ میلیون مشتری در کل دنیا هستیم و حالا نقطه تحول موفقیتهای با حمایت اط بهترین تیم فوتبال دنیا ادامه دارد. تیم ملی فوتبال برزیل.

و اینکه چرا ما برزیل را حمایت میکنیم؟ چون آنها بهترین تیم فوتبال روی این سیاره هستند و فوتبال زیبایی بازی میکنند! و چونکه ما اخیرا دفتر نمایندگی سائوپائولوی برزیل را افتتاح کرده ایم.

ما امیدواریم که از دیدم بازی قهرمان دنیا لذت ببرید و آرزوی موفقیت برای آنها داریم برای بالاترین درجه در جام جهانی.

با تشکر از مردان اینده

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1385ساعت 19:54  توسط حسام  | 

مهراب به V پیوست

 

مهراب، لیدر بزرگ ایران به عضویت V-Team درآمد. این اتفاق مهم را به مهراب و تمامی کوئستی های ایران تبریک می گوییم.

"برای عضویت در V شرایط خاصی لازم نیست و خود V افراد را انتخاب می کند. من هم بهشان لیست لیدرهای ایرانی را دادم تا برای سال بعد از بین آنها انتخاب کنند. البته لیدرهایی که هنوز بالاسر مجموعه شان هستند و کار می کنند، نه کسانی که بازنشسته شده اند!" مهراب

با تشکر از حیدر و تبریک به ابر لیدر ایران

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1385ساعت 17:16  توسط حسام  | 

پیام کرت

 

پيام كرت براي ايرانيها :

وقتی کرت پیامش را به ما گفت خیلی تعجب کردیم، شاید باورتون نشه كرت به عنوان پيامي براي ايرانيها به آيه 18 و 19 از سوره 31 قرآن اشاره كرد كه ترجمه اين دو آيه این است:

" هرگز به تكبر و ناز از مردم (اهل نياز) رخ متاب و در زمين با غرور و تبختر قدم برمدار كه خدا هرگز مردم متكبر خودستا را دوست نمي دارد (و عاقبت خوار و ذليلشان خواهد كرد) 18 در رفتارت ميانه روي اختيار كن و سخن آرام گوی نه با فرياد بلند كه زشت ترين صداها صوت الاغ است (شايد صدا و هياهوي مردم جاهل عالم نماي ريايي مغالطه كار، مراد باشد چنان كه از اخبار  بدست مي آيد) 19 "

و گفت كه شما ايرانيها همه چيز داريد ولي استفاده نمي كنيد...

Ganesha

با تشکر از حیدر عزیز

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1385ساعت 10:46  توسط حسام  | 

حواشی V-CON ( جلسه با ایرانی ها)

 


با توجه به اینکه حدود هزار نفر از شرکت کنندگان v-con ایرانی بودند، کمپانی جلسات اختصاصی با ایرانی ها برگزار کرد، در دو روز مختلف هر روز به مدت دو ساعت. اولین جلسه در روز دوم کنفرانس با حضور حدود 15 نفر از اعضای هیات مدیره و مسوولان بخش های مختلف از جمله زینکویچ، پاتمن، استفان، جی. آر. میر، مسوولین دفتر نمایندگی شارجه، مسوول قسمت حقوقی کمپانی و سایر اعضا از جمله افراد مسوول رسیدگی به مسائل ایران و همچنین مهراب و فرشید دو لیدر بزرگ ایران به علاوه in-service های ایرانی (کوروش، علی و سمیرا) برگزار شد. اعضای کمپانی با صبر و حوصله به مسائل بچه ها گوش دادند و با حسن نیت سعی در تفهیم مسائل و تحلیل آنها و ارائه راه حل داشتند. پاتمن گفت ایران بزرگترین و بهترین بازار QI است [همه کشورها با تعجب و احترام به رشد سریع نتورک ایران با وجود غیر قانونی بودن آن نگاه می کردند و خبر موفقیت های بزرگ لیدرهای ایران به گوش خیلی ها رسیده بود] و هر روز شاهد آن است که 90 درصد از وقت و موضوع جلسات مختلف هیات مدیره کمپانی به مسائل ایران مربوط می شود.
مسائل زیادی مطرح شد به صورت سوال و جواب که برای نظم بهتر، بچه ها با مهراب و فرشید هماهنگ می کردند که سوال ها شفاف تر باشد و تکراری هم نباشد. از وضعیت غیرقانونی بودن و کمک های حقوقی که کمپانی می تونه به بچه ها بکنه تا در مورد وضعیت ارسال محصولات به ایران.


ادامه این جلسه روز آخر کنفرانس برگزار شد و اکثر اعضای هیئت مدیره به مسائلی که از جلسه قبل باقی مانده بود و سوالات جدید پاسخ گفتند. یکی از مواردی که به صورت مفصل درباره آن صحبت شد حل مسئله ارسال محصولات به ایران بود که گفتند تا چند ماه آینده دیگر مشکلی برای ارسال پکیج های QVI و محصولات مخابراتی به صورت مستقیم به ایران وجود نخواهد داشت. حتی برای راحتی ایرانی ها QVI در حال بستن قرارداد با اقامتگاه هایی در ترکیه، دبی و مالزی ست. پاتمن هم یک مژده عالی به ما داد: در سال 2006، v-team چهار کنفرانس اختصاصی برای ایرانی ها در ترکیه و دبی برگزار خواهد کرد.


نیم ساعت آخر جلسه، ویجی به جمع دایرکتور ها اضافه شد و با جمله "سلام، قربونتون برم!" به فارسی صحبت هاش رو شروع کرد و بچه های ایرانی با فریاد "زنده باد وی جی" "زنده باد ایران" ابراز احساسات کردند. ویجی در صحبت هایش به ایرانی ها اطمینان داد که همه شان به فکرما هستند و دعا کرد که روزی فرابرسد تا در ایران v-con برگزار کنیم. ویجی با گفتن "We Love You Iran" از همه ایرانی ها خواست با آمدن روی stage عکس یادگاری بگیریم تا در شماره بعدی مجله voyager چاپ شود.



جالبه بدانید ایران تنها کشوری بود که این حجم زمانی -4 ساعت- به آن اختصاص داده شد. در آخر هم هدیه ای از طرف ایرانی ها به ویجی داده شد.


با تشکر از حیدر

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت 17:58  توسط حسام  | 

تست iconnect

 در این قسمت بعد از وارد کردن شماره تلفن خود بلافاصله به طور خودکار با شما از طرف iconnect تماس گرفته می شود .

حتما امتحان کنین تا از کیفیتش مطمئن بشین.

با تشکر از حامیان موفقیت

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1385ساعت 18:18  توسط حسام  | 

جرم کوئستی ها

اعتراف میکنم که دوستان بیشتری را پیدا کردم ...اگر این جرم است ٬قبول دارم که مجرمم .!
اعتراف میکنم که کلاه عده ی زیادی را برداشتم !.کلاهی که سالها جلوی دیدگانشان را گرفته بود و فقط محدوده ی کوچکی از عالم هستی را میدیدند . و بدین ترتیب کمکشان کردم که دنیای بزرگتری را ببینند ...اگر این جرم است ٬قبول دارم که مجرمم .!
اعتراف میکنم که بر تنبلی و بی نظمی خود غلبه کردم و به صورتی فجیع کشتمشان !... اگر این جرم است ٬قبول دارم که مجرمم .!
اعتراف میکنم که دیگر وقت پرت و اضافی ندارم ... اگر این جرم است ٬قبول دارم که مجرمم .!
اعتراف میکنم که بیشتر کتاب میخوانم . بیشتر فکر میکنم و بیشتر میبینم . چیز هایی را که تا پیش از این نمیدیدم و یا جرئت دیدنشان را نداشتم . اما حالا میبینم و به دیگران هم کمک میکنم تا ببینند . چیزا هایی را که تاپیش از این خودمان را ازشان محروم کرده بودیم ...اگر این جرم است ٬قبول دارم که مجرمم .!
اعتراف میکنم که به دیگران هر آنچه را میدانستم آموختم و از دیگران هر آنچه را میدانستند یاد گرفتم ...اگر این جرم است ٬قبول دارم که مجرمم .!
اعتراف میکنم که در جامعه ارتباطات خوبی را ایجاد کردم . ارتباطاتی سرشار از محبت ٬عشق و دوستی...اگر این جرم است ٬قبول دارم که مجرمم .!
اعتراف میکنم که دیگر دنباله رو مسیر کسی نیستم ٬بلکه خود مسیری جدید ایجاد کردم ...اگر این جرم است ٬قبول دارم که مجرمم .!
اعتراف میکنم که به انسانها به چشم دوستی مینگرم ...اگر این جرم است ٬قبول دارم که مجرمم .!
اعتراف میکنم که از رئیس و مرئوس بودن فراری هستم ...اگر این جرم است ٬قبول دارم که مجرمم .!
اعتراف میکنم که ارتباط خود را با خدا ی خود اصلاح کردم و از رابطه یی زیبا لذت میبرم ...اگر این جرم است ٬قبول دارم که مجرمم .!
اعتراف میکنم که رابطه ام را با خود بیشتر کردم .خودم را بدون اجازه ی دیگران شناختم ...اگر این جرم است ٬قبول دارم که مجرمم .!
اعتراف میکنم که دین خود و ایمان خود را مستحکم تر کردم ...اگر این جرم است ٬قبول دارم که مجرمم .!
اعتراف میکنم که خواستم خود را به اوج برسانم تا بتوانم دیگران را به اوج برسانم ...اگر این جرم است ٬قبول دارم که مجرمم .!
اعتراف میکنم که فهمیدم لایق چه چیز هایی هستیم و مصمم در صدد احقاق حقوق خود و تمامی انسانها بودم ٬ و هوز هم هستم ...اگر این جرم است ٬قبول دارم که مجرمم .!
اعتراف میکنم که از مرز های زندگی خویش که خودم با حماقت های خودم ایجاد کرده بودم خارج شدم ...اگر این جرم است ٬قبول دارم که مجرمم .!
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385ساعت 19:56  توسط حسام  | 

شرایط تورهای چند روزه QVI

 

در پی موفقتهای پی در پی QVI چندی پیش 14 تور ۳-۵ روزه به نقاط مختلف مالزی و دریای چین و آندمان به سبد خرید Qi اضافه شد (19 محصول جدید در سبد خرید QuestNet!) شرایط اکثر این تورها یکسان است و برنامه های مشابهی در آنها اجرا میشود. که برای مثال یک نمونه از آنها را بطور کامل شرح داده ام:

مولو MULU)): سه شب و چهار روز اقامت در یکی از بزرگترین غارهای شبکه ای جهان که در پارک ملی هم ثبت شده، دهانه دالان معروف آن(ساراواک) گنجایش ۴۰ بوئینگ۷۴۷ را دارد.

روز اول، کوالالامپور به سمت میری (Miri) به همراه شام، راهی شدن از میری به مولو (MULU)  با هواپیما. سپس به محض رسیدن و ملاقات به محل هتل برای نام نویسی.

روز دوم: (MULU به همراه صبحانه،ناهار،شام).بعد از صرف صبحانه این امکان فراهم میشود که صبح خود را با قایق پارویی، ماهی گیری، صخره نوردی، زدن فلوت بومی، و یا استراحت کنار استخر شنا شروع کنید تا پس از آن راهی یک پیاده روی 3 کیلومتری شگفت انگیر به سمت غار DEER و غار LANG شوید.در اینجا میتوانید شاهد پرواز خفاشها و دیدنیهای چشم نواز دیگر باشید.

روز سوم: (MULU به همراه صبحانه،ناهار،شام).امروز مسیری طولانی را با قایق روی رودخانه به سمت غار WIND و غار CLEARWATER میپیمایید و در آنجا میتوانید آرایش ها و ساختمانهای گوناگون غار را به همراه پیاده روی کشف کنید. پی ببرید به ماهیت بومی ساختمان غار. شما میتوانید در استخر اختصاصی غار CLEARWATER  شنا کنید و غوطه ور باشید.تا یک تجربه بی نظیر و ماجراجویانه در غار داشته باشید.

روز چهارم: MULUبه Miri به کوالالامپور (به همراه صبحانه) امروز آزاد هستید هر کاری بکنید تا زمانی که به فرودگاه منتقل شوید برای پرواز به سمت خانه.

قیمت تمام شده تور بابت اقلام زیر است:

1. بلیط برگشت(economy) از first class پایین تر.

2. مالیات و عوارض فرودگاه هنگام برگشت.

3. غذاهایی که در برنامه 4 روزه سفر هستند.

4. وسایل راحتی هتل برای 3 شب اقامت شما.

5. سفر شما باید طبق برنامه گفته شده اجرا شود.

هزینه تور شامل موارد زیر نمیبباشد:

1.امور شخصی از جمله هزینه Bar (کافه) قبض تلفن هتل، لباس شویی و ...

2.انعام راننده و راهنما

توجه:

(الف) هزینه کودک با تخت ویا بدون تخت بین 2 نفر بزرگسال تقسیم میشود.

(ب) در صورتی که به هر دلیل پرواز شما از MIRI  به MULU لغو شود شما 1 شب را در هتل Miri Righa Royal   میهمان ما خواهید بود تا با اولین پرواز روز بعد راهی MULU شوید.

با تشکر از مردان دنیای اینده

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 12:43  توسط حسام  | 

ماهنامه voyager

 

وقتی یک کمپانی به چاپ ماهنامه اختصاصی برای خودش می پردازه یک پیغام خیلی مهم رو برای مشتریان و اعضاش ارسال کرده: ما خیلی بزرگ و گسترده شده ایم...


مجله ماهانه voyager اولین شماره اش به صورت رایگان به شرکت کنندگان v-con داده شد و برای اشتراک سالانه اش ثبت نام می کنه. ما ایرانی ها باید بیشتر به فکر ارتباط با کمپانی مان باشیم، ارتباط کم ما و کمپانی مساله ای ست که ویجی هم به آن اشاره کرد در جلسه اختصاصی که با ایرانی ها گذاشت. مجله ویجر بهترین فرصت برای ارتباط بیشتر با خانواده بزرگ کوئست اینترنشنال است. از طریق اینترنت هم می توانید رجیستر کنید و هرماه در جریان اخبار و صحبت های مدیران کمپانی و صاحب نظران نتورک مارکتینگ قرار بگیرید.


اما مطالب این شماره مجله:
در مقدمه سخنان وی جی اسواران درباره هدف کمپانی یعنی بیلیونر شدن با دست آوردن قلب بیلیون ها نفر را می خوانید. تاریخچه کلیه training های v-team از سال 2001 تا 2005 و معرفی قسمت های مختلف و جدید کمپانی و سخنان مدیران هر بخش مطالبی ست که در ادامه دیده می شود.
همچنین در این شماره با Arun George یکی از موفقترین لیدرها و v-partner های کمپانی مصاحبه شده است. توضیجاتی در مورد دوره های مختلف تمرین تمرکز و انرژی مربوط به بخش Gita مطلب دیگری هست که در این شماره آورده شده. و همچنین یک صفحه در مورد Training کمپانی در عراق.


+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 12:36  توسط حسام  | 

پیام نتورکر بزرگ، پاتمن برای همه ایرانیها

 

همانطور که می دونید پاتمن از قوی ترین و حتی به جرات می شه گفت بهترین trainer و نتورکر کمپانی است. کل این v-con تقریبا توسط پاتمن اداره می شد. استاد مسلم آموزش و صحبت بر روی stage. پرانرِژی، صریح و دوست داشتنی.


" The V believes in all of you, Thank you for believing in us"
ما (V) همه شما را باور داریم، متشرکم از اینکه شما هم ما را باور دارید


+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 12:34  توسط حسام  | 

شب آخر May 05, 2006

 

امشب بعد از شام اعضای هیئت مدیره کمپانی یک قرعه کشی بزرگ انجام دادند و به تعدادی از IRها هدیه هایی از بخش های مختلف کمپانی داده شد.



بعد از اون یک برنامه خیلی جالب و جدید اجرا شد. bruce (مسئول گیتا) روی سن آمد و با هیجان و انرژی همیشگی درباره ماهانا صحبت کرد. و در ادامه هم کلیه حاضرین با هم قسمتی از تکنینک های ماهانا را که مربوط ایجاد تمرکز و آزاد کردن انرژی درونی است تمرین کردیم و همه به حداکثر انرژی رسیدیم.
بعد دعوت پاتمن به روی سن را داشتیم که درباره تجربیات 8 ساله نتورکی خودش با ما صحبت بکنه. پاتمن روش های ساده ولی مهمی را مطرح کرد که به گفته خودش اینها قوانین موفقیت در نتورک مارکتینگ هستند. (جزئیاتش رو بعدا تو ایران مفصل براتون می گیم)


هر کاری می خواهید مجموعه تان بکند اول باید خودتان انجامش بدهید



اما یک اتفاق خیلی خیلی جالب... حدس می زنید چی باشه؟! (مطمئنا نمی تونید حدس بزنید به مغزتون فشار نیارید!!)
دو نفری که در v-con دوبی چند سال پیش با هم آشنا شده بودند امشب در v-con مالزی رسما با حضور آقای وی جی اسواران زندگی زناشویی را شروع کردند، جلوی 2500 نفر از خانواده بزرگشون یعنی v-team!



برنامه طبق روال هر شب با سخنان پربار وی جی تمام شد، و آقای وی جی اسواران از ایرانی ها دعوت کرد که تعداد بیشتری از آنها به جمع in-serice ها بپیوندند.


"یکی از خطرناک ترین و کشنده ترین چیز در زندگی ترس از تغییر و ترس از ترک وضعیت فعلی (comfortable zone) است که مثل سرطان می مونه."


"دیدن حقیقت و زندگی با واقعیات یک اصل مهم است. باید اول خودمان را همانطور که هستیم قبول کنیم و بعد آن را تغییر دهیم."


You just have to believe and you can fly


مراسم شب آخر حال و هوای دیگه ای داشت... پرشور و پر احساس... برای همه خیلی سخت بود که این خانواده بزرگ رو بعد از پنج روز زندگی، با هم بودن، باهم خندیدن، باهم گریه کردن و... ترک کنند. شاید علت اینکه حدود نیم ساعت همه جیغ می زدند این بود که نمی خواستند این چیزها از ذهنشون بگذره... در یک کلمه، غیر قابل وصف بود...



به ترتیب از راست: جاپا، دونا، ویجی، پاتمن، رانجیت، تی جی و کرت


از همتون ممنونیم که با کامنت، ای میل و حضوری نسبت به ما لطف دارید، بچه ها واقعا جاتون خالی بود این چند روز و مطمئنا از انرژی و اطلاعات این کنفرانس که به گفته وی جی بهترین v-con تا به امروز برگزار شده هست استفاده می کنیم. دوباره یک پیغام خصوصی بدوم به بچه های دست علی ح. : منتظر یک خبر خیلی خیلی خیلی ویژه و توپ پ پ پ باشید !!

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 12:32  توسط حسام  | 

May 04, 2006 روز پنجم و یک سورپرایز

 

برنامه امروز عصر با share کردن تجربیات حاضرین شروع شد. یک جلسه هفتگی 2500 نفره که توسط دونا ایمپسون اداره می شد. فوق العاده عالی بود و در آخرش یک نفر از سودان با گفتن تجربیاتش از N.M. و v-con مالزی، همه را به وجد آورد... احساسات همه را در واقع خوب قلقلک داد :) فقط می تونم بهتون بگم که 2500 نفر با هم گریه می کردند و الان هم که دارم می نویسم اشک در چشمام حلقه زده! یک ملودی دراماتیک و پر احساس با ساز دهنی برای همه نواخت. همه حتی دونا و پاتمن هم تحت تاثر قرار گرفته بودند و گریه می کردند. از طرفی حس تلخ پایان و ترک کردن این جمع بی نظیر در ساعت های انتهایی کنفرانس بغض های بیشتری را به اشک تبدیل می کرد (البته کنفرانس فردا هم هست اما زودتر تمام می شود) نواختن این مرد سودانی یک اتفاق فی البداهه بود ولی با درایت و کنترل پاتمن اشک ها به تخلیه احساسات و پاک و زلال شدن روح و احساس همه ختم شد. ریلکسیشن. یا شاید مدیتیشن یا هر اسم دیگه ای. همه دست در دست هم از کشورهای مختلف، رنگ های متفاوت و زبان های ناآشنا زمزمه می کردند و صدای روح انگیز پاتمن سکوت غم انگیز را می شکست. به پایان رسیدن در هر نقطه ای احساس غم انگیز با خود داره ولی ترک کردن جمعی این چنین یک دست با تمام تفاوت و تشابهات سختی اش چندین برابر است...


بعد از کنترل احساسات و نشستن لبخند ناشی از آرمش به روی لب ها، لیدر های بزرگ کمپانی به ترتیب به روی stage آمدن و به تشریح سختی راه و استقامت خودشان پرداختند. پاتما از هند 5 ساله عضو کوئست هست و حرف هاش لرزه به اندام می انداخت:


" رمز موفقیت من در این است که من به استقبال مسائل و مشکلات می روم و خدا من رو خیلی دوست داره که این مسائل را سر راه من قرار داد و باعث شد من به مرور رشد کنم و قوی و قوی تر بشم. هر موقع با سختی مواجه می شوم مطمئنم که اگر دوام بیاورم انتهای آن هدیه ای برای من گذاشته شده... من امروز یک انسان کاملا آزاد هستم. و در راه این آزادی هزینه های زیادی رو پرداخت کردم. و الان آزاد آزاد هستم. کاملا آزاد..."


Help Others Never Give Up !


 نفرات بعدی addy بود از سودان که 5 ساله فول تایم کار می کنه و تحولاتی که به خاطر Qi در زندگی اش ایجاد شده بود تعریف می کرد و همه را متحیر کرده بود.


If you want and pay the price, you will make it happen.


و لیدرهای مختلف کشورهای دیگه...


اما سورپرایز کمپانی برای ایرانی ها... دعوت از لیدر بزرگ ایران مهراب...


باغرور و افتخار فراوان، مهراب با معرفی رسمی پاتمن و دونا به روی سن رفت. پاتمن از خدمات و تواضع مهراب از ته دل صحبت کرد و او را بهترین و واقعی ترین in-service ی که تا حالا دیده است معرفی کرد. بعد پاتمن از همه سالن خواست به احترام این لیدر بزرگ به بایستند و 2500 نفر (که حدود 1000 نفرشون ایرانی بودند)  3-4 دقیقه جیغ می زدند و مهراب رو تشویق کردند. لحظات بسیار وصف نشدنی و غرور انگیزی بود... مهراب با شوخ طبعی و تواضع به انگلیسی برای همه حضار سخنرانی کرد. درباره سرگذشت خودش، چگونه وارد شد و با چه سختی هایی نتورک مارکتینگ را از صفر و بدون هیچ امکاناتی تا اینجایی که امروز به عنوان یک شغل در ایران شناخته شود جلو برد. درواقع با چه چیزهایی جنگیده تا این کار آرام آرام جا بیفتد.


"ما دیگه شروع کرده بودیم و باید تا آخرش می رفتیم" 


تمام سالن چه ایرانی ها و چه غیرایرانی ها اسم مهراب رو فریاد می زدند...


"ما فهمیدیم که تنها راه موفقیت و پیروزی در این جنگ اینه که به بقیه کمک کنیم که موفق بشن و پیشرفت کنن و به اونها هم این رو یاد بدیم. مهمترین چیز تو کار ما آموزش و حمایته"

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1385ساعت 19:46  توسط حسام  | 

Lead with your heart

 

باید با قلبتان راهبری کنید... این یکی از نتایجی بود که از بازی بعد از ظهر بهش رسیدیم. هر کسی در گروه خودش با بقیه اعضا بازی را انجام می داد. بازی خیلی جالبی بود که به صورت عملی مفهوم کار تیمی را به همه یاد دادند و بعد از بازی گروه ها هر کدام با یک in-service به تحلیل علل برد یا باخت و مسائل کار تیمی اون گروه به بحث نشستیم. تجربه خیلی عالی بود ابتدا همکاری و بعد تبادل نظر با نتورکرهای دیگه دنیا و آشنا شدن با دیدگاهشون، پیدا کردن ضعف های خودمون. و یک نتیجه خیلی مهم دیگه از این بازی: Talk less, Listen more یعنی کمتر حرف بزنیم و بیشتر گوش کنیم. پاتمن و دونا انتهای بازی با کمک لیدر هر گروه به جمع بندی نتایج عملی از بازی پرداختند.


 

اما بعد از بازی یک استراحت داشتیم و در قسمت بعدی نتورکر قدرتمند Ranjit، کوتاه، محکم و تاثیر گذار درباره سال اول ما در نتورک مارکتینگ صحبت کرد. رانجیت قبل از سی سالگی میلیونر شده و تجربه های زیادی در نتورک مارکتینگ داره و قبل از QI توی amway کار می کرده و طبق گفته خودش هیچ وقت از QI بیرون نخواهد رفت. رانجیت تاکید زیادی داشت به روی وقت گذاشتن و آموزش دادن زیرمجموعه. سال اول خیلی خیلی اهمیت داره و البته خیلی هم سخته، سرنوشت ما در ادامه دادن و موفق شدن و یا از کار دست کشیدن و شکست خوردن همه در سال اول مشخص می شه و دقیقا مثل دانه ای ست که کم کم می خواد ریشه بدوانه و باید خیلی مراقبش بود.


 


رانجیت و جاپا


 

نفر بعدی دونا ایمپسون بود، یک لیدر بزرگ و یک نتورکر قوی، جالبه بدونید زمانی که در مالزی نتورک مارکتینگ غیرقانونی شد دونا حتی چندین ماه را در زندان سپری کرده ولی الان باید باشید وضعیتش رو ببینید. دونا دو دختر و یک پسر داره که می گفت پسرش امسال در این کنفرانس تجربه اول in-service ش هست. دونا در ادامه صحبت های رانجیت به آموزش و هزینه زیادی که باید برای آموختن پرداخت صحبت کرد. هزینه ای که به عقیده اون پول نیست بلکه قربانی کردن خود و صرف زمان است. و نکته مهم دیگه در آموختن Repetition is Learning. یا به قول خومون تکرار مادر مهارت هاست و آموزش با تکرار اتفاق می افتد.


 


دونا ایمپسون سمت چپ در حال خواندن مجله ماهانه کمپانی - ویجر


 

اما سورپرایز امشب کنفرانس... شما Alain Robert رو می شناسید؟ مردی که از ساختمان های بلند بالا می ره و به The wall crawler معروفه. آلن با اینکه 37 سالش هست هنوز اگر از ساختمانی خوشش بیاد به بالاش می ره، مثل spider man! خوب پس نمی شناسیدش! تو تلویزیون ایران هم نشونش داده بودند. یک آدم عجیب و جالب که بالا رفتن زندگیش است و با اینکه چندین بار دستگیر شده و چندین بار تا حد مرگ رفته اما از کار مورد علاقه اش دست نشسته. یک ویدئو مستند با خودش آورده بود که بیشتر خودش رو به بقیه معرفی کنه و ساختمان های معروفی که بالا رفته را نشان داد، از جمله برج های دوقلو مالزی. لابلای ویدئو حرف های زیبایی نوشته شده بود:
It's my dream, it's my life. Living my life %100
گفت از من می پرسند تو این همه افتادی چرا باز ادامه می دی؟  because this is my life, my joying! و آلن همون آدمی که طبق گفته خودش در بچگی از ارتفاع خیلی وحشت داشته!! جالبه، نه؟! خلاصه که آدم فوق العاده ای ست و داستان خودش رو که چه جوری علاقه مند شده و با وجود مسائل زیاد دست از هدفش برنداشته تعریف کرد. آلن تو سن 19 سالگی از ارتفاع 17 متری سقوط می کنه و 5 روز تو کما بوده ولی زندگی بدون صعود برایش معنی ندارد.
و در جواب این سوال که وقتی داری بالا می ری به چی فکر می کنی؟ نمی ترسی؟ گفت:


 

I do not think about anythink but my goal!
من فقط به هدفم فکر میکنم


 

آقای ویجی اسواران آخرین فردی بود که آمد و مثل هر بار دیگه بی نظیر حرف زد.
این صحبت ها می دانید در چه لحظه ای زده می شد؟ ساعت یک و دو دقیقه و سه ثانیه روز چهارم ماه پنجم سال 2006. یعنی 06 05 04 - 03 02 01 !! یادآوری این مطلب توسط وی جی اسواران همه رو شگفت زده کرد که الان در چه لحظه ای قرار گرفته ایم...


 

Isn't it a time to stop word laughing at you?!


 

You have slept long enough, stop sleeping!
به اندازه کافی خوابیدید، خوابیدن کافیه


 

Wake up and live the life
بلند شید و زندگی را زندگی کنید


 

Live like that is not tomorrow
هر روز جوری زندگی کنید که انگار فردایی وجود ندارد. (وی جی)

با تشکر از مهراب عزیز و حیدر

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1385ساعت 19:40  توسط حسام  | 

عکس های ابر لیدر ایران(مهراب)

سلام دوستان تصویر مهراب عزیز در حاشیه کنفرانس در حال فرستادن اخبار کنفرانس از گروهش  به تمامی اعضای گروهش در سراسر ایران

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1385ساعت 19:33  توسط حسام  | 

روز چهارم May 03, 2006

 

کنفرانس امروز صبح با برنامه ای به نام MONA برای تمرین مهارت تمرکز وبرنامه ریزی و مدیتیشن در سکوت توسط استاد این تکنیک جوزف بیسمارک (جاپا) در 30 دقیقه و چهار قسمت برگزار شد. بعد از اون پرزنت Qicomm توسط TG انجام شد که به in-voice اختصاص داشت. به MIGS امکانات جدیدی اضافه شده و در آخر TG درباره اون صحبت کرد. در ادامه Bruce  از GITA به تشریح برنامه ها و دوره های جیتا پرداخت. مثلا ماهانا (mahana) که یک دوره تکنیک های انرژی زایی ست و امروز عصر قول دادند یک تکه از اون رو با ما تمرین کنند. دوره های جالب دیگه جیتا Facts آموزش تمرکز بر روی قدرت توسط Kurt برگزار می شود و I see u  که دوره جالب دیگری ست برای مهارت ایجاد ارتباطات. این دوره ها در طی امسال برگزار می شوند و در کارگاه های آموزشی موازی کنفرانس به تشریح این دوره ها می پردازند. در واقع دوره های انرژی زا برای تقویت و پرورش فکر، روح و جسم هستند و جالبه که یک کمپانی تجاری چقدر در این مسائل به صورت اختصاصی تمرکز کرده است. مدرسان این دوره ها از دایرکتورهای کمپانی هستند. Kurt، Japa و Bruce. جاپا امروز و دیروز بخش هایی از این برنامه را اجرا کرد که واقعا همه لذت بردند، در واقع انرژی این کنفرانس 5 روزه فشرده از همین برنامه ها تامین می شود و بسیار هوشمندانه هم به معرفی آنها می پردازند و هم عملی از آن استفاده می کنند.


اما محصول جدید کمپانی که در زمان کنفرانس هم با تخفیف فروخته می شود و امروز پرزنت شد: QUBE. این دستگاه درواقع یک ویدئو پلیر هست که امکانات فوق العاده زیادی را با هم جمع کرده. شامل دوربین عکاسی 4 مگاپیکسل، ام پی تری پلیر، دوربین فیلم برداری. همچنین امکان پخش تصویر با تلویزیون و کپچر تصاویر رو هم داره. قیمت اختصاصی v-con حدود 350 دلاره و ساخت یک شرکت بزرگ چینی هست که مسئولین اون شرکت هم امروز توضیح نحوه کارش رو می دادن. سایز این دستگاه به اندازه یک کف دسته!


اما دو تا سورپرایز از گلد کوئست و کوئست وکیشن. گلد کوئست سکه پرسپولیس رو ضرب کرده و کوئست وکیشن هم سفر حج را اضافه کرده. WOW!!


 

با تشکر از حیدر ومهراب عزیز

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1385ساعت 20:45  توسط حسام  | 

روز سوم May 02, 2006 (قسمت 3)

We are the V

خوب، اما قبل از اینکه بریم به روز چهارم از قسمت آخر روز سوم هم بنویسم. من هرچقدر سعی بکنم مسلما باز هم با کلمات قابل توضیح نیست و شما باید حتما اینجا باشید تا درک کنید از چه اتفاق بزرگی حرف می زنیم، اتفاقی که هر چه جلوتر می رویم با جنبه های متفاوت و جالبش آشنا می شیم، به همین دلیل هست که هر دفعه آپ دیت می کنیم شما می خونید امشب یا این قسمت خیلی عالی و فوق العاده بود و بهتر از این نمیشه! ولی بعد می ریم به روز بعد یا قسمت بعد و می بینیم که نه بهتر از آن هم هست!! ساعت 10:30 قسمت بعدی شروع شد و تا 1:30 همه رو هوا بودند از انرژی. امشب یک خورده زود تموم شد عوضش فردا 8 صبح روز چهارم شروع می شه! یعنی امشب هم بیشتر از 2-3 ساعت نمی شه خوابید! اما برگردم به کنفرانس. پاتمن یک مجری و ترینر خیلی خیلی مسلط و قوی ست. هر اتفاق غیرمترقبه ای رو به راحتی مهار می کنه، از قطع شدن بلندگو بگیرید تا دیر آمدن تصویر ویدئو پروژکتور! وقتی روی صحنه هست همه چیز تحت کنترلش هست. حتی برای رفع خستگی و انرژی دادن به جمع یک بازی خیلی جالبی را با همه شروع کرده، با یک سوتش همه باید بلند شن و هورا بکشن و با سوت بعدی ساکت سرجاشون بشینن! این تکنیک خیلی جاها باعث رفع خستگی شد و به طور کلی در برنامه ریزی کنفرانس به مساله یک نواخت نبودن و ایجاد هیجان به حاضرین خیلی کار شده. پاتمن درباره passion و شور و هیجان در این قسمت صحبت کرد که شور و هیجان شاید در مقایسه با ابزارهای دیگر موفقیت خیلی به چشم نیاید ولی همان چند درصد به ظاهر غیر کلیدی، نبودش شکست است. without passion you will never succeed، یعنی اگر همه مهارت ها را کسب کنید تا وقتی شور و هیجان نداشته باشید به هیچ نتیجه ای نمی رسید، البته پاتمن برای جاانداختن بهتر مفهوم واقعی passion توضیح داد که شور اشتیاق به داد زدن نیست، شور هیجان نه قابل شنیدن است نه دیدن، چیزی ست که حس می شود. برای کسانی که نمی دونند بگم که پاتمن خودش مالزیایی هست و کنفرانس قبلی کمپانی در مالزی در شهر زندگی اون برکزار شده.


اما قبل از اینکه به سخنران بعدی بپردازم، نحوه معرفی v-partner ها (وی پارتنر ها سخنرانان رسمی و عضو  v-team هستند) از نکات جالب دیگر کنفرانس است، معرفی نفر بعدی توسط قبلی با حس و حال و هیجان وصف نشدنی انجام می شود، مخصوصا وقتی بخواهد نفر بعدی ویجی باشه! ویجی سر حال و فریاد زنان برای بار دوم (شاید هم سوم، مطمئن نیستم) در امروز با تشویق و معرفی بی نظیر پاتمن به روی سن آمد. ویجی شخصیت یک پیر، یک بزرگتر را در بین اعضای کمپانی داره و احترام فوق العاده براش قائلند. و به صحبت های ویجی باید خیلی دقیق تر گوش کرد، هم چون با انگلیسی سلیس تر و ادبی تری صحبت می کنه و هم لابلای تک تک جملاتش تجربه یک مرشد 70-80 ساله را می شه پیدا کرد.



پاتمن و ویجی هم در ادامه اش درباره FREEDOM صحبت کردند. هدف اصلی همه. در واقع ما اینجا هستیم در اینکار، تا با اینکار به آزادی برسیم. به Freedom و البته به این راحتی ها هم نیست، باید جنگید. و چیزی که پتمن اشاره کرد: Fight For Freedom


We Can, We Will, We Must !



ویجی قبل از اتمام برنامه تمامی صد و بیست in-service را به روی سن دعوت کرد، آدم هایی که به قول پتمن 3 روزه نخوابیدن و بدون پول یا چشم داشتی دارند با عشق و علاقه زیاد به برگزاری بهتر کنفرانس کمک می کنند. عکس دست جمعی پاتمن با in-service ها را هم پایین می بینید. مهراب به همراه سمیرا، علی و کوروش جزو این جمع هستند. فقط بهتون بگم اینجا in-service یک مقام تشریفاتی نیست، کاملا حضورشان لازم و موثره. با بهترین برخوردها. همانطور که گفتم ویجی گفت آروزی من اینه که در خدمت شما (in-service) بمیرم. (یا به عبارت دیگه تا آخرین لحظه زندگی در خدمت بشریت و مردم باشم)
فقط دو توضیح بدم که این مطالب رو دو ساعت پیش می خواستیم بفرستیم ولی به خاطر اینکه کنفرانس فردا صبح زودتر نسبت به امروز شروع می شود نتوانستیم از اینترنت بی سیم خارج سالن استفاده کنیم و مجبور شدیم بیاییم هتل که وضعیت اینترنت جالبی نداره و تاخیر افتاد. 


 

با تشکر از حیدر ومهراب عزیز

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1385ساعت 20:43  توسط حسام  | 

روز سوم May 02, 2006 (قسمت 2)

 

و اما برنامه امروز... باورتون نمی شه، اینها برای هر قسمت چیز جدید و فوق العاده و غیر قابل پیش بینی دارند! قسمت دوم با Kurt شروع شد که یک پرزنتیشن زنده و بی نظیر آموزشی را اجرا کرد و بعد طبق برنامه های بخش های قبلی وی جی با کلام تاثیر گذارش همه را فکر فروبرد! یک بازی جالب تیمی هم انجام دادیم با گروه های 30-40 نفری که از کشورهای مختلف با هم تشکیل داده بودند. بعد از این بازی فوق العاده هوشمندانه و پرهیجان V-team و gita، برنامه ویژه جاپا همه را ریلکس کرد و الان به یک تنفس (break) دو ساعته آمدیم برای شام، و البته در کنارش چند کارگاه و پرزنت از جمله مربوط به in-voice انجام می شود. جزئیات این برنامه ریلکسیشن جاپا (جوزف بیسمارک) برای بعد بماند! آتما


محیط این کنفرانس با همه کنفرانس هایی که در سراسر دنیا ممکن برگزار بشه و شده باشه متفاوته، کسی اینجا به فکر خوابیدن نیست. دیشب برنامه تا 4 صبح ادامه داشت و امروز هم از 9 صبح اینجا هستیم. بخش سوم برنامه امروز از ساعت 10:30 (حدود سی دقیقه دیگر) شروع می شه و احتمالا تا صبح ادامه خواهد یافت!


جای همه ایرانی ها خیلی خالیه.
با ما همراه باشید و اخبار را از این سایت پی بگیرید. هر روز حداقل سه بار مطالب و عکس های جدید را خواهید داشت.
در پایین هر مطلب هم کامنت وجود داره که می تونید نظرتان را راجع به کنفرانس بنویسید. یا حتی اگر سوال خاصی دارید.


و طبق قولی که داده بودیم این دفعه سراغ GITA رفتیم:


Hi from Gita!
We are here to support you in all your training needs.
Live Lipe with Passion
Bruce + the team


 

 

با تشکر از حیدر ومهراب عزیز

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1385ساعت 20:42  توسط حسام  | 

روز سوم - روز محصولات جدید

 

هرچی جلوتر می رویم کمپانی سورپرایزهای بیشتری رو می کنه! امروز صبح واقعا معرکه بود... روز محصولات جدید... کمپانیمون هر روز داره بزرگتر می شه، با محصولاتی منحصر به فرد و بی نظیر... از رادیوی اینترنتی اختصاصی QI گرفته تا محصولات متنوع و فوق العاده سلامتی (health product). تمامی این محصولات اختصاصی و فقط مخصوص کمپانی ماست و کاملا مصرفی و کاربردی... همشونو امتحان کردیم. منتظر جزئیات بیشتر محصولات جدید باشید...


 


 و یک خبر عالی از کوئست نت... تحولی بزرگ در سیستم IT کمپانی... کمپانی یکی از قویترین نرم افزارهای e-commerce را به قیمت 2 میلیون دلار خریداری کرده و الان در مرحله آزمایشی است. به زودی تاثیرش را در دفتر مجازی خودتون می بینید (homepage). صفحه هر کسی برای خودش اختصاصی می شه و امکانات زیاد دیگه. ما که اینجا demo آزمایشی سایت را دیدیم کلی تحت تاثیر قرار گرفتیم. BH.Mayer شخصا درباره این تحولات توضیح داد.


اما ما سعی داریم از همه مسئولین کمپانی یک پیغام اختصاصی برای این وبلاگ و کسانی که از ایران ما را می خوانند بگیریم. BH.Mayer با حوصله تمام پیام خودش را اینجوری نوشت: 


To my brothers+ sisters from all over Iran!
We miss you and we hope that you will come to see us at the future, or we will come to meet you at Iran
We Love You!
J.R.Mayer


 

با تشکر از حیدر ومهراب عزیز

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1385ساعت 20:41  توسط حسام  | 

روز دوم کنفرانس شروع شد

 

بخش اول کنفرانس الان تمام شد، یک ساعت و چهل و پنج دقیقه تنفس برای شام و ... هست و ادامه برنامه در نه و چهل و پنج. احتمالا برنامه امشب هم به نزدیک های صبح ادامه خواهد داشت. همه جلسات با اجرای فوق العاده و مشترک v-partner ها شروع می شود و پاتمن اجرا کننده اصلی ست. امروز صبح دومین دوره کلاس آموزشی v-kids با 70 نفر از بچه های شرکت کننده های کنفرانس از 8 ساله تا 15 ساله برگزار شد. یک کلاس آموزشی بین المللی واقعی! به تک تک مطالب اینجا توجه خاص نشان داده می شود و شعار کمپانی حرکت به سمت داشتن یک خانواده بزرگ یک بیلیون نفریست. بعد از دونا ایمپسون، تی جی کینتانار با رانجیت پلن های درآمدزایی متفاوت کمپانی توضیح دادند، اما پرشورترین لحظه کنفرانس... 2500 نفر استقبال کننده... 2500 نفر با هم جیغ می زدند... باید بودید می دیدید! و حالا خانوم ها و آقایان! قلب کمپانی کوئست اینترنشنال:


 VIJAY ESWARAN



ویجی به همراه مهراب لیدر بزرگ ایران (مهراب سمت چپ تصویر)


و قسمتی از صحبت های بی نظیر این مرد بزرگ که همه را تحت تاثیر قرار داد:

این تیم من است که باعث عظمت این کمپانی شده، ما یک تیم همدل هستیم و این رمز موفقیت خانواده بزرگ ماست.


The all can be billionar by touching billion hearts
(همه شما می توانید بیلیونر شوید، با بدست آوردن قلب بیلیون ها نفر)





We need to make bridges not walls
(ما نیاز داریم تا پل بسازیم و نه دیوار)


و یک پیغام مهم:


بزرگترین محصول ما RYTHM است.


من بزرگترین آرزوم اینه که در حال خدمت (In-service) بمیرم!



May 01, 2006

با تشکر از حیدر ومهراب عزیز

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1385ساعت 20:40  توسط حسام  | 

V-Malaysia First Day

 


. همانطور که می دانید این هفتمین v-con هست که کمپانی v-team برگزار می کند و دومین کنفرانسی که بعد از کنفرانس سال 2003 در کشور مالزی برگزار می شود. شعار این کنفرانس V on the top هست که در لوگوی رسمی همراه با نمای برج ها دوقلوی پتروناس ثبت شده است.



کنفرانس به صورت رسمی از روز یکشنبه کار خودش را آغاز کرد در برج پیرامید در منطقه Sunway Lagoon. تیم های مختلف از روز شنبه (تا نيمه های شب) و يكشنبه تا 4 بعد از ظهر به رجيستر (ثبت نام) برای شركت در كنفرانس مشغول بودند. يكشنبه بعدازظهر ساعت 4 فروشگاه و نمايشگاه كوئست توسط پاتمن  افتتاح شد. در این نمایشگاه -Exhibition- همه قسمتهای كمپانی غرفه داشتند، و محصولات جديد معرفی می شد. جديد ترين و جالبترین محصولات مربوط به قسمت مخابراتی و وكيشن هستند. گولد كوئست هم ايرانی ها را با سكه مخصوص تيم فوتبال ايران در جام جهانی آلمان سورپرايز كرد. منتظر اخبار محصولات جديد باشيد.


برنامه بعدی روز اول ضيافت شام یا wellcome dinner با حضور تمامی اعضای كمپانی و 2500 نفر IR از حدود 60 كشور دنيا برگزار شد. در اين مراسم فوق العاده و پر انرژی پاتمن اعضای وی تيم را طی تشريفات خاصی معرفی كرد (جاپا، كرت، تی جی كينتينار، خانم دونا ايمپسون، رانجيت، و وی جی)  و دو تا سورپرايز بزرگ هم داشت. حدس بزنيد چی بود؟ فقط كمكتون می كنم كه كوئست هم ورزشی شد! 


قسمت دوم برنامه ساعت 1 شب شروع شد و تا 4 ادامه داشت. تمامی اعضای وی تيم برای حضار صحبت كردند از پاتمن، جاپا، كرت تا وی جی. چندتا از مهمترين بخش های صحبت هاشون اينها بودند:


پاتمن : empty your cup!
جاپا مهمترين چيزی كه گفت : اگر شما ذهنيت درست نداشته باشيد مهارت ها و تكنينك های درست به هيج درد نمی خورند.
به دنبال كسی باشيد كه مثل آينه ايرادات شما را منعکس کند به دنبال یک point of reference
peoples fail in life because they failed in attitude
كرت: اگر می خواهيد در نتورك ماركتينگ موفق شويد بايد همواره گوش كنيد و ياد بگيريد.
ويجی: لزوما وقتی چشم هايمان بسته است نخوابيديم خيلی ها در ظاهر بيدارند ولی واقعيت اين است كه آنها فكر می كنند بيدارند. يك زمان بالاخره از خواب بايد بيدار شد تا ببينيم از زندگی چه می خواهيم.


امروز 2500 نفر تو سالن بودند و حدود 800 نفرشان از ايران شركت كرده بودند، بعد از ما چينی ها بيشترين شركت كننده را داشتند. خيلی كشورهای ريز و درشت ديگر هم بودند مثل جزاير سليمان (نزديك استراليا).

با ما باشید با کنفرانس فوق العاده V-CON MALAYSIA 2006
Sunway Lagoon, Pyramid Tower


با تشکر از حیدر ومهراب عزیز

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1385ساعت 20:37  توسط حسام  | 

محصولات جدید

سلام دوستان

کمپانی ۴ محصول جدید در سبد محصولات وکیشن قرار داده که نام . UV و قیمتشان به شرح زیر است: 

Samba in Switzerland Package A (QVFF1)  Price: USD 680
UV: 1.10

 Samba in Switzerland Package B (QVFF2)  Price: USD 680
UV: 1.10 

 
Samba in Switzerland Package C (QVFF3) Price: USD 1,190
UV: 2.10

Samba in Switzerland Package D (QVFF4) Price: USD 2,090
UV: 3.10 

که این ۴ محصول بلیط بازیهای تمرینی جام جهانی برزیل با سوئیس و نیوزلند میباشد.

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم اردیبهشت 1385ساعت 0:35  توسط حسام  | 

روز دوم کنفرانس مالزی

سلام به دوستان

برنامه امشب ما زودتر تموم شد و الآن که ساعت 12 است، با بچه ها دورهم نشستیم و راجع به اتفاقاتی که قرار است در طی چند روز آینده بیفتد صحبت میکنیم.

امروز آموزشهای جالبی راجع به Security و کمک های اولیه گرفتیم و بعد ار ناهار در یک فضای گرم و صمیمی بازی های جالب گروهی انجام دادیم. البته دونا هم در طی یک ساعت مطالب خیلی مفید و جالبی رو راجع به آموزش ( آموزش در قلب و آموزش در مغز ) مطرح کرد.

از همه مهمتر برای خودم، بزرگترین بالاسری خودمو که سالها فقط اسمش رو شنیده بودم ملاقات کردم و حدود یک ساعت با هم گپ زدیم. آقای فریدی تولنتینو Freddy Tolentino که دایرک مستقیم جو و بالاسری دکتر مُتاز و ما است با همون نگاه گرم و مهربان آشنا  که سالها در VCD ها دیدیم دونه به دونه به سئوالهای من جواب داد و در آخر یکبار برام تعریف کرد که چطوری وارد این کار شده، خیلی احساس جالبی بود که بعد از 4 سال بالاخره خود فریدی گفت که یک روز روی پله برقی میرفتم پایین ... . فِردی گفت من تمام دایرکتورها رو میشناسم و قول داد که به ما کمک زیادی کنه

با تشکر از مهراب عزیز و گروهش

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1385ساعت 20:26  توسط حسام  | 

V-CON مالزی استارت خورد.(روز اول)

سلام به همه دوستان

الآن ساعت 2 صبح به وقت مالزی است و جلسه روز اول ما که صبح ساعت 9 شروع شده بود تازه به پایان رسید. جلسه صبح برای In Service ها، با صحبتهای دیو راجع به در خدمت بودن شروع شد و سپس روزلی کمی به ما انرژی داد و بعد پاتمن و کرت نوبتی راجع به شرایط In Service بودن، سپس درباره نگرش In Service بودن، بعد تجربه خودشون در بازار برزیل و سپس آموزشهای مربوط به گروه ما، ادامه دادند. تازه ساعت 12 شب آقای وی جی برای دیدار و گفتگو با ما وارد سالن شدند.

به نظر میرسد که برنامه امسال بسیار منسجم طراحی شده و بنابراین ما هم باید بسیار دقیق و به جا عمل کنیم.

فردا ساعت 9:30 برنامه ما ادامه پیدا میکند.

طبق آماری که به ما دادند حدود 2200 نفر در وی مالزی ثبت نام کردند که حدود 1000 نفرشون ایرانی هستند و تیم 4 نفری ما ( سمیرا، خودم، علی، کوروش) از ایران همراه با 120 نفر In Service دیگر در خدمت تمام شرکت کننده ها هستیم.

در طی این 2 هفته لطفا سئوال ها و نظرات و درخواستهای خودتون رو برای امیر شهرام عزیز وبلاگ shetabquest ارسال کنید و ایشون لطف میکنند و مسائل رو دسته بندی میکنند و برای من ارسال میکنند

با تشکر از مهراب عزیز و گروهش

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1385ساعت 0:36  توسط حسام  | 

مجموعه خود را بر ستونهای متزلزل بنا نکنید

 
برای ساختن سازمان جهانی، قدرتمند و همیشگی باید ستونهایی بسیار قدرتمند داشته باشید. ستونی که هرگز فرو نریزد. ستونهایی که وابسته به جایی نباشد، ستونهایی که کسی نتواند تاثیری روی آن بگذارد.

متاسفانه بارها و بارها مشاهده شده که اعضای کوئست به ستونهای بسیار متزلزلی اکتفا کردند که هر لحظه امکان فرو پاش آنها وجود داشته و حتی فرو پاشیده!

وقتی که دفتر نمایندگی تهران سال گذشته شروع به کار کرد، خیلی ها به آن امید بستند و حتی بعضی به آن وابسته شدند در حالی که کار ما یک بیزینس جهانیست و به دفتر نمایندگی هیچ احتیاجی نداریم. فکر میکنید وقتی دفتر نمایندگی که وجود آن کاملا وابسته و تصمیم دولت داشت تعطیل شد چه اتفاقی افتاد؟ برای شاخه هایی که خیلی روی آن حساب باز کرده بودند شوک بزرگی وارد شد، خیلی ها را از دست دادند، و حتی شاخه های بزرگی با خاک یکسان شدند!! ولی شاخه هایی که مدام اعلام میکردند که ما به دفتر نمایندگی احتیاجی نداریم، بدون آن هم کار میکنیم، بود یا نبودش فرقی به حال ما نداره چطور؟ افراد این دستها حتی تعجب هم نکردند. چون چیزی که بود یا نبودش به دولت ایران ربطی داشته باشه آینده مبهمی خواهد داشت!

همچنین زمانی که طرح ممنوعیت فعالیت گلدکوئست به مجلس رفت، و شورای نگهبان آن را رد کرد، خیلی ها به این امید و آرزو و حتی وعده که ممنوع نخواهد شد، کار میکردند. و بعد از اینکه چند ماه بعد شورای نگهبان آن را ممنوع کرد (حداقل این طور اعلام شد) دست آنها واقعا از هم پاشید و برای آنها خیلی گران تمام شد. تنها به این دلیل که پایه های متزلزلی داشتند.ولی در عوض دستهایی که به همه مجموعه خود و تمام پرزنتها اعلام کردند که کار در همان مهرماه ممنوع شده، زندان دارد، جریمه نقدی دارد و ...، همچنان پرقدرت و بدون کوچکترین تعلیلی در سرعت به حرکت ادامه دادند و حتی رشد بیشتری هم داشتند چون بسیاری از دستها خوابیده بود!

اینها ستون مجموعه خود را تنها روی یک چیز نهادند. چیزی که فرو نمیپاشید، چیزی که کسی نمیتوانست تغییری در آن ایجاد کند، چیزی که به هیچ کس و هیچ چیز وابسته نبود. ستون مجموعه اینها تنها بینش و اعتقاد قلبی بوده و هست.

متاسفانه در حال حاظر هم این اتفاقات می افتد. دوباره دستهایی هستند که به فعال شدن دفتر نمایندگی امید دارند و روی آن حساب میکنند. به خیلی ها وعده میدهند که دفتر نمایندگی مسائل را حل میکند و ... که همه میدانیم همچین نگرشی به کجا خواهد رسید..

از این بدتر بعضی ها به وکیشن امید دارند و میگویند "ممنوعیت مربوط به گلدکوئست بود نه وکیشن!" پایه ای بسیار متزلزل. چون بدون شک در آینده بحث به وکیشن هم خواهد رسید و آنگاه است که دیگر  چیزی برای تکیه کردن وجود ندارد. (مگر تکنولوژی که آن هم همچین آینده ای خواهد داشت.)

همکاران من ما به نمایندگی و وکیل ،وکیشن و دولت و ...هیچ احتیاجی نداریم. اگر اصولی کار کنیم. اگر با بینش و اعتقاد کار کنیم.چون همه آنها امکان فرو پاشی دارند.ولی بینش و اعتقاد نه!

پس یکبار دیگر تکرار میکنیم. ما به دفتر نمایندگی، وکیل و ... احتیاجی نداریم. اگر قرار است کسی کاری انجام بده خود ما هستیم. مهم نیست چه تعادلی داریم. حتی ۰/۰ !! این کار از روز اول در ایران ممنوع اعلام شده و خواهد بود. پس به هیچ چیز متزلزلی امید نبندید.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم اردیبهشت 1385ساعت 16:50  توسط حسام  | 

برای موفق شدن بايد پاهای خود را بر روی زمين بگذاريم

 The day of the Moon

بسياری از افراد که با مکتب موفقيت آشنا می شوند و شيوه زندگی هدفمند را می آموزند، در ابتدای راه، اهداف بسيار بلند پروازانه ای را برای خود بر می گزينند و با اشتياق فراوان منتظرند که در مدت زمان کوتاهی به آرزوهای بزرگشان دست پيدا کنند.

آنها آن چنان در رويـاهـای خـود سـاخـتـه شـان غـرق می شوند که اندک اندک فراموش می کنند کـه

برای موفق شدن بايد پاهای خود را بر روی زمين بگذارند.

ايراد اين نوع تفکر که " تفکر بر مبنای آرزوها" ناميده می شود اين است که زمان و راهی که بايد برای رسيدن به آرزوها طی شود اغلب کمتر از آنچه هست ديده می شود و در نتيجه شخص وقتی در طی مدت کوتاهی به نتيجه مطلوب ذهنی خود نمی رسد سرخورده و مايوس گرديده و از پيگيری اهدافش منصرف می شود. حال آنکه

موفقيت امری تدريجی و نيازمند تلاش مستمر و کوشش فراوان است.

می گويند روزی کرايسلر که نوازنده مشهور پيانو است قطعه ای را آن چنان لطيف و با ظرافت نواخت که تمام جمعيت حاضر در کنسرت غرق در شور و شعف شدند، در پايان کنسرت خانمی که به شدت تحت تاثير شيوه نوازندگی وی قرار گرفته بود نزدش رفت و با حالتی شگفت زده گفت: "مـن حـاضـرم تـمـام لـحـظـات عـمـرم را بـدهـم تـا بـتـوانـم مـثـل شـمـا بـنـوازم."

کرايسلر لبخندی به او زد و گفت: "اين دقيقاً همان کاری است که من در تمام طول عمرم کرده ام."

به نظر من روزی که کرايسلر برای نخستين بار دست به پيانو زد، در ذهنش چنين روزی را می ديد، اما احتمالاً انتظار نداشت که اين موفقيت خيلی آسان و پس از چند ماه نواختن پيانو به دست آيد.

"تـدريـج" همه جا قاعده موفقيت است و هر موفقيت بزرگی حاصل جمع يا حاصل ضربی از موفقيت های کوچک و درس هايی است که از شکست های کوچک می آموزيم.

همان گونه که برای ساخته شدن يک ساختمان زيبا هزاران آجر بايد دقيق و متناسب با يکديگر چيده شوند و طبيعتاً نمی توان تا قبل از طراحی نقشه و ساخته شدن طبقه اول به فکر ساختن طبقه دوم بود، در زندگی يک انسان هدفمند نيز اوضاع به همين شکل است. همان گونه که بهترين نقشه ساختمان اگر روی کاغذ باقی بماند اهميت چندانی پيدا نمی کند، بهترين فکرها نيز تا وقتی از "وجهه تئوريک" به "حالت عملی" مبدل نشوند ارزش چندانی نخواهند داشت.

از جمله رازهای موفقيت انسان های موفق کوتاه بودن فاصله "انديشه" تا "عمل" آنهاست.

پس بهتر است با خود فکر کنيم که چگونه می توانيم در راستای اهدافمان اقدامات عملی انجام دهيم؟.

برای مثال اگر هدف شما تبديل شدن به يک متخصص کامپيوتر است و تاکنون چيزی از کامپيوتر نمی دانيد اما امروز عصر از يک مرکز بزرگ کامپيوتر بازديد کرده ايد، يک گام عملی در مسير موفقيت برداشته ايد.

اگر هدف شما قبولی در کنکور است و امروز صرفاً کتاب های مورد نيازتان برای مطالعه را خريداری کرده ايد، يک گام عملی در مسير موفقيت برداشته ايد. اگر هدف شما ثروتمند شدن است و سرمايه چندانی نيز نداريد اما امروز ايده های اقتصادی را که به ذهنتان رسيده است در دفتری يادداشت کرده ايد تا در زمان مناسب مورد استفاده قرار دهيد، يک گام عملی به سوی موفقيت برداشته ايد. اما اگر نشسته ايد و تنها به اهـدافتان فـکـر می کنيد و به اين که چرا شرايط دست به دست هم نمی دهند تا شما به اهدافتان برسيد، بايد گفت که شما در مرحله "تئوريک" متوقف مانده ايد و البته هنوز فرصت هست تا دست به اقدامات عملی و ملموس بزنيد. پس از جای خود بلند شويد و بيش از اين برای رسيدن به موفقيت های بزرگ، موقعيت های کوچک را از دست ندهيد.

راه موفقيت را بايد گام به گام پيمود، پس هر گام را آن چنان استوار و پر انگيزه برداريد که گويی اين، هدف نهايی شماست و در عين حال هدف نهايی را که برای خود برگزيده ايد همواره در ذهن داشته باشيد و هرگز اين جمله را فراموش نکنيد که در زندگی ات:

"بزرگ فکر کن، اما هم اکنون از کوچک آغاز کن."

برای موفق شدن بايد پاهای خود را بر روی زمين بگذاريم.

موفقيت امری تدريجی و نيازمند تلاش مستمر و کوشش فراوان است.

برای رسيدن به مـوفـقـيـت های بـزرگ، مـوقـعـيت های کـوچـک را از دست ندهيد.

از جمله رازهای موفقيت انسان های موفق کوتاه بودن فاصله "انديشه" تا "عمل" آنهاست.

با تشکر از مهراب عزیز و گروهش

+ نوشته شده در  جمعه یکم اردیبهشت 1385ساعت 12:49  توسط حسام  | 

WHAT IS MLMIA


To our knowledge, there is no other organization in the world like MLMIA. We are truly unique.

The MLMIA is the not-for-profit, worldwide, professional trade association, started in 1985 by industry professionals, for Network Marketing/Direct Sales/Multi-Level Marketing Companies (Corporate), the Independent Contractors (Distributors) who sell a Company’s goods and services to the end consumer and the people who supply both the Companies and Distributors with those goods and services, the suppliers/vendors that we call (Support).

We are the only organization that has as members all categories that serve our industry (listed above in bold) and the only Association that gives all an equal vote on its Board of Directors.   We feel that all are important to the survival of what has been termed “the last stronghold of the free enterprise system.” Because all sides sit at the table together in good faith, much has been accomplished. Worldwide there are many thousands of members. We hope you will become a part of MLMIA and make it millions.

The Association’s mission is “To Strengthen Network Marketing Around the World” while bringing professionalism and credibility to the industry.

Our Code of Ethics, which each member pledges to uphold, is the MLMIA commitment to our fellow Members, other Network Marketers and the public we serve

MLMIA چیست؟

 

همانطور که می دانیم ، در جهان سازمان دیگری مانند ( MLMIA  )وجود ندارد.  حقیقتا بی نظیر هستیم.

MLMIA تنها برای سود ومنفعت نیست. در سال 1985 انجمن تجارت حرفه ای با مهارت و سخت کوشی در سرتا سر جهان برای شرکتهای Multi - Level Marketing/ Direct Sales/ Network marketing  شروع به کار کرد.  ( شرکت های به ثبت رسیده ) طرفین قرار داد ( تو زیع کنند گان ) به طور مستقل محصولات شرکت را  می فروشند و به همه مشتری ها خدمات می دهند و مردم با خرید این محصولات و استفاده از خدمات ،هم نیاز شرکت ها و هم نیاز تو زیع کنند گان را برآورده می کنند. که ما این تامین کنندگان / فرو شندگان را پشتیبان یا حامی ، می نامیم.

 

ما تنها سازمانی هستیم که افراد را از ا نواع صنف ها و دسته ها و گرو های مختلف برای ارائه کارمان

در اختیار داریم ( در بالا با حروف پر رنگ لیست شده ) و تنها انجمنی هستیم که تمام افراد هیات مدیره

درآن دارای حق یکسان و برابری هستند. ما معتقدیم که همه افراد برای بقای کاری که آغاز شده" آخرین

پایگاه سیستم تجاری آژاد " مهم وا رزشمند هستند. زمانی که همه از هر سو با حسن نیت و صمیمیت دور

یک میز گرد هم می آیند ، بالا ترین ارزش به دست آمده است . هم اکنون در سرا سر دنیا هزار ان نفر عضو این سازمان هستند و ما امیدواریم شما نیزدر آینده قسمتی از  MLMIA شوید  و شمار اعضای این سازمان را به میلیونها برسانید.

 

هدف این سازمان" تقویت   Network marketing در سراسر جهان  " همزمان با روی کار آمدن دانش حرفه ای و اعتقاد و اطمینان به مهارت و پشتکار است.

 

قانون ارزش اخلاقی ما،تعهد هریک از اعضا برای حمایت و پشتیبانی است، MLMIAبرای همکاران ما و دیگر نتورکرها و عموم مردمی که خدمتگزارشان هستیم تعهد دارد.

+ نوشته شده در  جمعه یکم اردیبهشت 1385ساعت 12:15  توسط حسام  | 

الفبای موفقیت

 

الفبای موفقیت :
الف: اشتياق براي رسيدن به نهايت آرزوها
ب: بخشش براي تجلي روح و صيقل جسم
پ: پويايي براي پيوستن به خروش حيات
ت: تدبير براي ديدن افق فرداها
ث: ثبات براي ايستادن در برابر باز دارنده ها
ج: جسارت براي ادامه زيستن
چ: چاره انديشي براي يافتن راهي در گرداب اشتباه
ح: حق شناسي براي تزکيه نفس
خ: خود داري براي تمرين استقامت
د: دور انديشي براي تحول تاريخ
ذ: ذکر گوئي براي اخلاص عمل
ر : رضايت مندي براي احساس شعف
ز: زيرکي براي مغتنم شمردن دم ها
ژ: ژرف بيني براي شکافتن عمق دردها
س: سخاوت براي گشايش کارها
ش: شايستگي براي لبريز شدن در اوج....
ص : صداقت داشتن
ض : ضرر را تحمل كردن
ط : طاهر و پاك بودن در راهي كه قدم برداشته ايم
ظ : ظلم نكردن
ع : عمل به اين نكته ها
غ : غير از خودت ديگران را هم ديدن
ف : فكر فردايي بهتر
ق : قدر شناسي
ک : کمال گرايي
گ : گذشت کردن
ل : لزوم ايمان به قدرت لايزال و مهرباني هاش
م : مربي خود بودن
ن : نداشتن ترس و هراس از تلاش
و : وابسته پنداشتن موفقيت خود فقط به 2 نفر...خدا و خودمون
ه : هدف دقيق و مناسب داشتن
ي : يافتن راه درست براي رسيدن به هدف

به اميد اينکه اين الفبا سرلوحه زندگي همه باشه...
در پناه مهربونترين مهربونا

+ نوشته شده در  جمعه یکم اردیبهشت 1385ساعت 11:9  توسط حسام  | 

تجربه

 
تجربه کلمه ايست که انسانها بر خطاهاي خويش مينهند

آموخته ام... كه زندگي دشوار است، اما من از او سخت ترم
. آموخته ام... كه كوتاهترين زماني كه من مجبور به كار هستم، بيشترين كارها و وظايف را بايد انجام دهم
آموخته ام... كه همه مي خواهند روي قله كوه زندگي كنند، اما تمام شادي ها و پيشرفتها وقتي رخ مي دهد كه در حال .بالا رفتن از كوه هستيم
آموخته ام... كه فرصتها هيچ گاه از بين نميروند، بلكه شخص ديگري فرصت از دست رفته ما را تصاحب خواهد كرد
.آموخته ام... كه هيچ كس در نظر ما كامل نيست تا زماني كه عاشق بشويم
.آموخته ام... كه لبخند ارزانترين راهي است كه ميتوان توسط آن نگاه را وسعت داد
.آموخته ام... كه نمي توانم احساسم را انتخاب كنم، اما مي توانم نحوه برخورد با آن را انتخاب كنم

باور کنيد
باور کنيد ، نيروي آدمي ، بي کران است.
باور کنيد ،هيچ کاري از اراده آدمي خارج نيست
باور کنيد ،که از عشق آفريده شده ايد ، پس عشق را بيافرينيد.
باور کنيد ،خورشيد به خاطر شما ، طلوع مي کند.
باور کنيد ،خدا هيچگاه از بندگانش نااميد نمي شود ولي بندگان او چرا!
باور کنيد ، لايق بودن هستيد.
باور کنيد ، که اکنون مهم ترين لحظه است.
باور کنيد ، که روح شما قدرت صعود به ماوراء را دارد.
باور کنيد ، که شما هم مي توانيد
و تمام باورهاي خود را از ته دل باور کنيد تا زندگي ، شما را باور کند!

خدا روز بدون رنج، بدون خنده، بدون اندوه، وآفتاب بدون باران وعده نداده است. اما او توان پايداري در آن روزها ، و وعده تسلي
پس از اشک و چراغ راه را داده است

روزنه هاي اميد رادردل تاريکمان روشن کن
+ نوشته شده در  جمعه یکم اردیبهشت 1385ساعت 11:8  توسط حسام  |