تبليغاتX
کوئست کرمان

کوئست کرمان

تنها پنیر مجانی فقط در تله موش پیدا میشود و برای موفقیت بهایش را باید پرداخت.

درباره ابر لیدر ایران (قسمت سوم) به قلم مهراب

شاید حق با فرشید بود. شاید من طمع کرده بودم اما نمیتونستم این شکست رو در مقابل خانواده و دوستانی که منو Reject کردن و در مقابل خودم بپذیرم. با وجود همه نا امیدی تصمیم گرفتم حد اقل 4 5 ماه وقت صرف کنم تا پول 2 تا سکه رو در بیارم و بعد دیگه این کارو فراموش کنم.اغلب روزا میرفتم ISP فرشید و رضا و هفته ای هم یکی دو شب به عنوان شیفت شب میموندم. فرشید و رضا که از بیکاری من خیلی شاکی شده بودند و به من میگفتند تنبل – هنوزم این عقیده رو دارند – و برای اینکه من بیکار نباشم بعضی از کارهای شرکتشونو به من میدادند. من و رضا و فرشید و امیر شبها نوبتی تو ISP میمونیم.این روزا سر بالاسریها هم خلوت بود، به خاطر مسائل شیراز پرزنتهاشون کم شده بود و اغلب روزا بیکار بودند، اما هر موقع میرفتم پیششون میگفتن دوستاتو بیار پرزنت کنیم. منم که چیزی برای از دست دادن نداشتم، هر موقع میتونستم کسی رو گیر بیارم میبردمش پیش بچه ها که پرزنتش کنند، خودمم یا بیرون اتاق میشستم با بقیه گپ میزدم یا تو اتاق پرزنت با سکه ها سر خودمو گرم میکردم – آخه اون موقع ها رسم بود با سکه پرزنت میکردن – یا یک جوری آروم طوری که دوستم نفهمه چشمامو میزاشتم رو هم و یک نیم ساعتی استراحت میکردم. البته نتیجه رو میتونید حدس بزنید. حدود 25 نفر پرزنت شدند اما هیچ کدام وارد نشدند. یک روز پنج شنبه بود، خبر دار شدم که افشین برای آموزش لیدرهای تهران آمده و عصری جلسه داره. زنگ زدم به بچه ها و یک جل برای خودم و فزشید گرفتم. فرشید که روز مرخصیش بود گفت من کار دارم میخوام به کارام برسم اما چون من گفتم بیا، فرشید هم با من اومد و دوتایی با بالانسهای صفر افتخار حضور در جلسه آموزش پرزنت افشین رو پیدا کردیم. وقتی وارد شدیم، چک 5600 دلاری هفته قبل افشین داشت دست به دست میچرخید و وقتی به دست من و فرشید رسید ما کلی کف کریم ولی هر کاری کریم که باور نکنیم نشد! جاتون خالی چه آموزش پرزنتی بود، Verysign شریک گلدکوئست و با هم تو Chase Manhatan حساب مشترک دارند. حسابهای گلد کوئست رو بانکهای جهانی بیمه کردند. بالاسریها حتما یک دست شما رو پر میکنند و... .من از افشین شنیدم که وقتی VCon گوا در هند بوده CD های آموزشی شرکت رو هم گرفته و بچه های ما بالاسری ما هم دارند. من نمیدونستم راجع به سکه فروشی چه جور آموزشی میتونه وجود داشته باشه چون من متن پرزنت رو حفظ بودم اما با این وجود گفتم CD ها رو هم پیدا کنم و ببینم. خلاصه گیر دادم به بالاسریهام که به من CDها رو بدن، بعد از یک هفته که دیدن من بیخیال نمیشم بالاخره CDها رو پیدا کردن و به من دادن و من قول دادم زود پس بدم چون نسخه دیگری تو این مجموعه وجود نداشت. اون موقع برای کپی هر CD 500 تومن میگرفتن و با اوضای من 6 تا CD میشد حدود 3000 تومن!!! اما خدا رو شکر اشکان که دوست دوران راهنمایی بود و از ما یک دوره بالاتر هم بود به من گفت CD ها رو برات کپی میکنم و وقتی CD ها رو بهش دادم که کپی کنه گفتم راجع به کارمه – تنها چیزی که دیگه نمیخواستم این بود که دوستان قدیمی من هم از کارم خبر دار بشن و بخوان منو نصیحت کنند – اشکانم گفت اگه کار خوبیه به منم بگو منم گفتم باشه! فرداش رفتم CDها رو از اشکان گرفتمو اصلش رو پس دادم. حدود 3 ماه از ورودم به سیستم گذشته بود. یک شب که تا ساعت 12 شب مهمونی بودیم وقتی اومدیم خونه قبل از خواب من تصمیم گرفتم CD اول رو یک نگاهی بندازم ببینم چیه، چون فکر میکردم تکنیکها و اطلاعاتی برای پرزنت کردنه اما ...

با تشکر از مهراب عزیز(بر گرفته از وبلاگ مهراب http://www.mehrab.info/ )

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم خرداد 1385ساعت 11:39  توسط حسام  | 

خاطرات V-CON مالزی به قلم ابر لیدر ایران

سلام به همه دوستان

 

همانطور که میدونید من به همراه 3 نفر دیگه از دوستان برای in service کنفرانس مالزی 5 روز زودتر، وارد محل برگزاری کنفرانس شدیم و از ساعت 9 صبح اولین جلسه ما که حدود 120 نفر بودیم تشکیل شد. بیشتر زمان ما در این 5 روز صرف ایجاد ارتباط و هماهنگی با بقیه اعضا گروه که از کشورهای مالزی، سنگاپور، تایوان، امارات، سوریه، سودان، مالزی و ... بودند شد. جالبه بدونید علاوه بر اینکه که خیلی از لیدرهای کشورهای دیگه به عنوان in service حضور داشتند، اغلب جمعیت تیم، نتورکر هایی بودند که تازه با این کار آشنا شده بودند.

برنامه ما این بود که برای یک هفته کار و سرویس رسانی بدون وقفه آماده بشیم و به همین دلیل برنامه کار رو طوری چیدیم که بتویم در طول چند روز کنفرانس تا آونجا که میتونیم خوش بگذرونیم و از کارمون لذت ببریم. خوشبختانه تمام افراد گروه با روال ایجاد تعهد کاری برای خودشون آشنا بودند و با اطلاع از اینکه قرار است در طی 10 روز آینده فقط شبی 1 یا 2 ساعت بخوابیم کار رو شروع کردیم.

من اونجا نمونه کوچیکی از کار تیمی رو تجربه کردم. با این وجود که حتی زبون هم را خیلی خوب نمیفهمیدیم – ما انگلیسی رو به لهجه فارسی حرف میزنیم، مالزیاییها  انگلیسی رو به لهجه مالزیایی حرف میزنن، هندی ها انگلیسی رو به لهجه هندی حرف میزنن و ... – اما هر کسی سر تعهد خودش بود و لازم نبود کسی، ما زو چک کنه. هر کسی به هر دلیلی میخواست حتی برای چند دقیقه از پست خودش فاصله بگیره فقط به بقیه رفت و آمدش رو اطلا میداد و بقیه خود به خود جای خالی اون رو پر میکردند. خوبی اون تیم این بود که همه میدونستیم چرا اونجا هستیم و همه به انتخاب خودمون اومده بودیم پس لازم نبود کسی به ما انرژی بده یا دائم برای انجام کارها هولمون بده یا بخواد دائم تعهداتمونو یادآوری کنه یا هدف از حضورمون رو برامون تکرار کنه.

البته با وجود اینکه اگر تیم ما برنامه ریزی دقیقی داشت هر کسی میتونست حد اقل تا روزی 8 ساعت استراحت کنه یا به کارای خودش برسه یا با مجموعش باشه یا از کنفراس استفاده کنه به نظر من موضوع مهم اینه تلاش گروه همیشه نقصان ها رو میپوشاند و الآن هیچ کدوم از اعضا اون تیم فکر این نیستند که به جای روزی 8 ساعت روزی 2 ساعت استراحت کردند بلکه به این فکرند که در طی زمانی که تعیین شده بود به هدفشون رسیدند.

 و مهمتر از اون تجربه ای که ما اونجا داشتیم این بود که میشه برای حداقل 10 روز، روزی 2 ساعت خوابید و تمام مدت برای تعهد و هدف تلاش کرد. یعنی کسانی که تجربه in service بودن رو کسب میکنند حد اقل یک بار تجربه درخدمت تعهد و هدف بودن را خواهند داشت و علاوه بر اینکه میتونن اون تجربه رو تو زندگیشون استفاده کنن، میتونن به دیگران هم برای کسب چنین تجربه ای برای رسیدن به هدفاشون کمک کنند.

اما مسئله جالب دیگری هم وجود داشت. شب اول VJ به همراه بعضی از مدیران شرکت برای دیدار با تیم in service به ما پیوست و مسئله بسیار مهم اینه که تغریبا VJ همه 120 نفر رو البته به غیر از 3 تا ایرانی دیگه، به اسم میشناخت و از وضعیت مجموعه هاشون تغریبا خبر داشت. من اون شب تازه فهمیدم که مشکل کار ما ایرانی ها کجاست. مشکل اصلی اینه که با وجود اینکه حدودد دو سوم نتورک QI ایرانی است اما مدیران شرکت فقط دو سه نفر از ایرانیها رو میشناسند و از روال کار در ایران خبر ندارند و برای همین بعضی از مشکلات تو ایران وجود داره که در کشورهای دیگه وجود نداره. من از اون شب خیلی فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که ریشه اغلب مشکلات حتی مسئله قانونی بودن کار، محصول مخصوص ایران، ضرب سمبلهای ایرانی، ارسال محصولات به داخل ایران – که الآن توسط لیدر ها به خوبی انجام میشه – و ... همه و همه به دلیل وجود نداشتن یک ارتباط مستحکم بین ایرانیها و شرکت QI است. بنابراین تصمیم گرفتم در تمام برنامه های QI شرکت کنم تا بتونم هر بار این ارتباط رو کمی قوی تر کنم و به همه شما قول میدم روزی که VJ 100 نفر از لیدرهای فعال ایرانی رو بشناسه اون روز نتورک ایران و قدرت نتورکرهای ایرانی رو هم متوجه میشه و اون موقع اغلب مسائل و مشکلات ما حل خواهد شد و به همه لیدرهای ایرانی پیشنهاد میکنم نه برای یادگیری و کسب اطلاعات جدید بلکه فقط برای برقراری این ارتباط در تمامی برنامه های QI شرکت کنند،

 

دوستان میتونند با ایمل زدن به آدرس زیر در گروه من عضو بشوند:

ourbignetworkfamily-subscribe@yahoogroups.com

 

http://finance.groups.yahoo.com/group/ourbignetworkfamily

 

با تشکر از مهراب عزیز

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم خرداد 1385ساعت 10:57  توسط حسام  | 

V-CONهای اینده V-TEAM

 
با سلام خدمت همه دوستان. دو کنفرانس دیگه از طرف V-Team قراره برگزار بشه که بعد از موفقیت چشمگیر لیدر بزرگ همه ایرانیان آقای محراب در V_Con مالزی و عضویت ایشون در V_Team فکر کردم که خیلی برای ما ایرانیها جالب و جذاب باشه. اولین کنفرانس در تاریخ 16 تا 18 ماه آگوست در ترکیه برگزار میشه که شما دوستان اگه تمایل به شرکت در این کنفرانس رو دارید میتونید با کلیک کردن روی این لینک و پر کردن این فرم می تونید از تخفیف اول V-Con برخوردار بشید.
http://www.gpiran.com/revcon.xls
همچنین یه کنفرانس دیگه در تاریخ 19 تا 22 سپتامبر در مادرید اسپانیا برگزار میشه که شما میتونید با کلیک کردن روی این لینک و پر کردن این فرم ازتخفیف اول V-Con برخوردار بشید.
http://www.gpiran.com/eurovcon.xls
+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم خرداد 1385ساعت 21:46  توسط حسام  | 

چرا با کوئست مخالفند؟

 هر کالا پس از تولید در کارخانه تا به دست مصرف کننده برسد، از دست واسطه های تجاری زیادی عبور می کند. . .

همه چیز در همین جمله از متن معرفی خلاصه می شود. شاید اگر این قسمت از متن نبود امروز هم مخالفتها به حداقل می رسید .

ماجرا خیلی ساده است نتورک مارکتینگ دست واسطه ها و دلالها را کوتاه می کند و کالا را بدون دخالت آنها به مصرف کننده می رساند در عوض هزینه دلالی و تبلیغات بین کارخانه و مصرف کننده تقسیم می شود.

کمی فکر کنید ببینید این وسط چه کسی بیشتر از همه ضرر می کند؟

آنچه که همه می دانند و بر کسی هم پوشیده نیست این است که در کشور ما و بسیاری از کشورهای توسعه نیافته دلال و واسطه به شکل شبکه ای مافیایی از افراد مرتبط و یا متنفذ در بدنه حکومت و دولت به فعالیت خود ادامه می دهند.

این نفوذ غالباً بسیار محتاطانه و تحت لوای نزدیکان و دوستان شخصیتها صورت می گیرد.

اما ببینیم چگونه مخالفتها شکل می گیرد.

پس از ورود نتورک مارکتینگ به ایران و بویژه با شکل گیری قدرتمند ترین شبکه این صنعت در کشور(کمپانی کوئست اینترنشنال) بسیاری از تولید کنندگان به این فکر می افتادند تا محصولات خود را به جای سپردن به دست واسطه ها از طریق روش نتورک به فروش برسانند. به عنوان مثال فرض کنید یک کارخانه تولید کننده چای در کشور به مشتریانش اعلام کند در ازای معرفی و فروش هر چهار بسته چای؛ یک بسته رایگان دریافت می کنید در ضمن خریداران آن چهار بسته هم جزیی از شبکه شما و به نفع امتیازات شما خواهد بود...

طبیعی است که پس از مدتی آقای دلال از گردونه خارج خواهد شد. خدا را هم که خوش نمی آید دلالان عزیز این مرز و بوم از نان خوردن بیافتاند.

بنابراین آقای دلال شروع به مخالفت و سنگ اندازی می کند. از قضا آقای دلال یا یکی از آقازادگان است یا به نوعی در بدنه حکومت  نفوذی دارد و یا. . .

به هر حال خدا را شکر که به مدد نتورک مارکتینگ رقبای دیرین و مافیاهای دولتی و نیمه دولتی کشور دست به دست هم دادند و میهن را به کمک لوایح و طرحهای یک شبه و چند ساعتة مجلس از خطر سقوط نجات دادند.

و اما بشنوید از روی دیگر سکه...

مسلماً وقتی یک کارخانه محصولاتش را به روش نتورک یا به عبارتی تبلیغات دهان به دهان عرضه کند دیگر نیازی به تبلیغ ندارد.

خب با این اوصاف بزرگترین و انحصاری ترین شبکه تبلیغاتی کشور کمی آزرده خاطر می شود.

صدا وسیماب(سیم + آب) کشور عزیز ما هم خرج دارد (بویژه برای تولید برنامه های آبکی) بالاخره نمی شود این نهاد معظم و معزز را نادیده گرفت؛ از ساختن سریالهای بی سروته پر زرق و برق تا کلید خوردن مجموعه های طنز آبدوغ خیاری و خبرسازی و خبر پراکنی های پر هزینه در سراسر کشور... (البته اگر بین خودمان باشد دشمنان می گویند دست طویلی هم در کشورهای همسایه دارد) که این مورد آخر قطعاً از روی کینه ورزی و خصومت شیاطین است وگرنه نعوذ باالله صدا وسیماب ما که اصلاً اهل این حرفها نیست.

به هر حال نتورک باعث رکود بازار تبلیغات تلویزیونی می شود و خودتان هم می دانید که پخش یک فیلم 30 دقیقه ای که وسط آن 25 دقیقه تبلیغ نباشد اصلاً مقبول برادران ارجمند نیست.

الا ایحال مافیای مواد مخدر هم که مشتریان بیکار دیروزشان و گروه کثیری از مشتریان جوان آینده اش به خیل عظیم تاجران جوان و نتورکرها پیوسته اند چندان راضی نیستند. چرا که تمام فرصت آنان صرف کار و تفکر می شود و دیگر جوانها نه وقت افیون دارند نه دزدی و خلاف و بزهکاری. . .

با این تفاسیر فکر کنم فقط خواجه حافظ شیرازی مانده که مخالف نتورک شود که صد البته لطف ایشان شامل حال ما شده و اکنون در جوارش به تجارت پاکی مشغولیم.

خدایش از ما راضی باشد.

با تشکر از کوئست شیراز

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم خرداد 1385ساعت 11:1  توسط حسام  |