May 04, 2006 روز پنجم و یک سورپرایز
برنامه امروز عصر با share کردن تجربیات حاضرین شروع شد. یک جلسه هفتگی 2500 نفره که توسط دونا ایمپسون اداره می شد. فوق العاده عالی بود و در آخرش یک نفر از سودان با گفتن تجربیاتش از N.M. و v-con مالزی، همه را به وجد آورد... احساسات همه را در واقع خوب قلقلک داد :) فقط می تونم بهتون بگم که 2500 نفر با هم گریه می کردند و الان هم که دارم می نویسم اشک در چشمام حلقه زده! یک ملودی دراماتیک و پر احساس با ساز دهنی برای همه نواخت. همه حتی دونا و پاتمن هم تحت تاثر قرار گرفته بودند و گریه می کردند. از طرفی حس تلخ پایان و ترک کردن این جمع بی نظیر در ساعت های انتهایی کنفرانس بغض های بیشتری را به اشک تبدیل می کرد (البته کنفرانس فردا هم هست اما زودتر تمام می شود) نواختن این مرد سودانی یک اتفاق فی البداهه بود ولی با درایت و کنترل پاتمن اشک ها به تخلیه احساسات و پاک و زلال شدن روح و احساس همه ختم شد. ریلکسیشن. یا شاید مدیتیشن یا هر اسم دیگه ای. همه دست در دست هم از کشورهای مختلف، رنگ های متفاوت و زبان های ناآشنا زمزمه می کردند و صدای روح انگیز پاتمن سکوت غم انگیز را می شکست. به پایان رسیدن در هر نقطه ای احساس غم انگیز با خود داره ولی ترک کردن جمعی این چنین یک دست با تمام تفاوت و تشابهات سختی اش چندین برابر است...
بعد از کنترل احساسات و نشستن لبخند ناشی از آرمش به روی لب ها، لیدر های بزرگ کمپانی به ترتیب به روی stage آمدن و به تشریح سختی راه و استقامت خودشان پرداختند. پاتما از هند 5 ساله عضو کوئست هست و حرف هاش لرزه به اندام می انداخت:
" رمز موفقیت من در این است که من به استقبال مسائل و مشکلات می روم و خدا من رو خیلی دوست داره که این مسائل را سر راه من قرار داد و باعث شد من به مرور رشد کنم و قوی و قوی تر بشم. هر موقع با سختی مواجه می شوم مطمئنم که اگر دوام بیاورم انتهای آن هدیه ای برای من گذاشته شده... من امروز یک انسان کاملا آزاد هستم. و در راه این آزادی هزینه های زیادی رو پرداخت کردم. و الان آزاد آزاد هستم. کاملا آزاد..."
Help Others Never Give Up !
نفرات بعدی addy بود از سودان که 5 ساله فول تایم کار می کنه و تحولاتی که به خاطر Qi در زندگی اش ایجاد شده بود تعریف می کرد و همه را متحیر کرده بود.
If you want and pay the price, you will make it happen.
و لیدرهای مختلف کشورهای دیگه...
اما سورپرایز کمپانی برای ایرانی ها... دعوت از لیدر بزرگ ایران مهراب...
باغرور و افتخار فراوان، مهراب با معرفی رسمی پاتمن و دونا به روی سن رفت. پاتمن از خدمات و تواضع مهراب از ته دل صحبت کرد و او را بهترین و واقعی ترین in-service ی که تا حالا دیده است معرفی کرد. بعد پاتمن از همه سالن خواست به احترام این لیدر بزرگ به بایستند و 2500 نفر (که حدود 1000 نفرشون ایرانی بودند) 3-4 دقیقه جیغ می زدند و مهراب رو تشویق کردند. لحظات بسیار وصف نشدنی و غرور انگیزی بود... مهراب با شوخ طبعی و تواضع به انگلیسی برای همه حضار سخنرانی کرد. درباره سرگذشت خودش، چگونه وارد شد و با چه سختی هایی نتورک مارکتینگ را از صفر و بدون هیچ امکاناتی تا اینجایی که امروز به عنوان یک شغل در ایران شناخته شود جلو برد. درواقع با چه چیزهایی جنگیده تا این کار آرام آرام جا بیفتد.
"ما دیگه شروع کرده بودیم و باید تا آخرش می رفتیم"
تمام سالن چه ایرانی ها و چه غیرایرانی ها اسم مهراب رو فریاد می زدند...
"ما فهمیدیم که تنها راه موفقیت و پیروزی در این جنگ اینه که به بقیه کمک کنیم که موفق بشن و پیشرفت کنن و به اونها هم این رو یاد بدیم. مهمترین چیز تو کار ما آموزش و حمایته"